پرسشها و پاسخها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٤ - ٤ تشكيل مجلس خبرگان باكدام يك از دو نظريه انتصاب و انتخاب، سازگارتر است؟
فقدان شرائط از مقام خود بركنار شد، سريعاً از بين آن افراد شناسايى شده، اصلح را براى رهبرى معرفى كنند.
٣. در نظريه «انتخاب»، در واقع خبرگان وكيل مردماند تا رهبر را انتخاب كنند؛ آيا در نظريه «انتصاب» نيز خبرگان براى شهادت اصلح، وكيل مردماند؟
طبق نظريه «انتصاب» وكالتى در كار نيست، و خبرگان براى اينكه اختلافى پيش نيايد انتخاب مىشوند. مثل اينكه كسانى مىخواهند مِلْكى را معامله كنند. ابتدا بايد بر كارشناسها توافق كنند. چون ممكن است دهها كارشناس وجود داشته باشند، اما طرفين بايد بر دو كارشناس توافق كنند. اين توافق بر كارشناسان، در واقع همان رأى به خبرگان است؛يعنى ما به آنها رأى مىدهيم تا آنان به كانديداى اصلح شهادت بدهند. پس مردم كسانى را كه صلاحيت شهادت دارند انتخاب مىكنند تا در شاهدان اختلافى پيش نيايد.
٤. تشكيل مجلس خبرگان باكدام يك از دو نظريه انتصاب و انتخاب، سازگارتر است؟
در قانون اساسى تصريح نشده كه تشكيل مجلس خبرگان مبتنى بر نظريه انتخاب است يا انتصاب، ولى شواهدى وجود دارد كه تشكيل مجلس خبرگان مبتنى بر نظريه انتصاب است.
اصولاً در نظامهاى دموكراتيك با يك دور و تسلسل مواجه هستيم. توضيح آنكه مردم پيش از آنكه بخواهند در انتخابات رياست جمهورى يا مجلس و يا همه پرسى قانون اساسى و يا مطلب ديگر رأى بدهند، قانونهايى از پيش براى آنها نوشته مىشود، بدون آنكه نظر مردم براى اين كار پرسيده شود. مثلاً سن رأى دهندگان، جنسيّت آنها و ديگر شرايطى كه پيش از انتخابات مىگذارند. اينها همه پيش فرضهايى است كه مردم به وسيله آن در انتخابات شركت مىكنند. اين دور و تسلسل، مشكلى است كه در نظامهاى دموكراتيك دنيا وجود دارد. هر اشكالى كه غربىها به ما درباره پذيرش پيش فرضها بكنند، به نظام دموكراتيك آنها بهگونه شديدترى وارد است.
ما اين مشكل را با نظريه «انتصاب» حل مىكنيم، چون اگر به اين نظريه قائل شديم مشكل ما در تسلسل مشروعيت حل مىشود زيرا نهايتاً به جايى مىرسيم كه فوق مردم است. در آن صورت ديگر نمىگوييم مردم طبق چه قانونى چنين كردند يا اگر رهبر كسى را تعيين كرد،