پرسشها و پاسخها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤١ - پيشنهاد رنسانس اسلامى
همه آن احكام و قوانين بسوى تأمين كمال نهايى انسان يعنى قرب به خدا و سعادت اخروى، همينطور تأمين مصالح فردى و اجتماعى و خوشبختى زندگى اين جهانى بشر مىباشد.
همچنان كه دخالت در سياست به مفهوم اسلامى آن نه تنها دامن قداست روحانيّت و متدينين را نمىآلايد كه بعنوان مجريان احكام الهى و خدمتگزاران مسلمين وظيفهاى واجب و غير قابل اجتناب را بر دوش آنها مىنهد و اجراى هر يك از احكام الهى در اين زمينه و حل مشكلات مردم گامى بلند در جهت تعالى روحى و قرب به خدا، و نيز تأمين سعادت انسانها و مصالح واقعى آنها در جامعه است.
ملخّص كلام آن كه دشمن با كمك عوامل داخلى خود سعى بر اين دارد كه ايده «پروتستانتيسم اسلامى» را در ميان قشر تحصيلكرده و جوانان ما مطرح كرده و آنها را به اصطلاح به سوى «قرائتى نو» از دين بكشاند كه نه قرآن و سنّت[١] آن را بر مىتابد و نه مردم مسلمان و ديندار ما. بقول حضرت امام خمينى(قدس سره): يكى از مصيبتها اين است كه يك آدمى كه از اسلام نمىداند كه اسلام با سين است يا با صاد از اسلام بىاطّلاع است، از مدارك اسلام بىاطلاع است، اين، يك كلمه را برمىدارد و مىرود پيش جوانان مىخواند و داد مىزند و فرياد مىزند و جوانها را وادار به يك كار مىكند ... يك همچو آدمهايى خيال مىكنند كه حالايى كه مثلا انقلاب شده بايد در اسلام هم انقلاب بشود... اينها نمىفهمند بسيارشان هم فهميده هستند لكن مىخواهند اساس را از بين ببرند».[٢]
پيشنهاد رنسانس اسلامى
دومين اقدام دشمن پيشنهاد رنسانس است، رنسانس اسلامى، يعنى جامعه ما بايد از نو متولّد شود با يك فرهنگ جديد، فرهنگى كه در آن از باورها و قواعد دينى خبرى نباشد و دين منزوى گردد. هرچند اين كار در يك جامعه دينى اينجا مانند كشور ما بسيار مشكل است. اما شايد بتوان زمينههايى پيدا كرد و از طريق آنها به هدف مورد نظر دست يافت. طبعاً نمىتوان به عدهاى كه نابسامانىها، بىعدالتىها و مفاسد رژيم گذشته را تجربه و دست به انقلاب زدهاند
[١] پيامبر اسلام(ص) مىفرمايند: انى تارك فيكم الثقلين ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا كتاب الله و عترتى اهل بيتى و انّهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض. [٢] صحيفه نور، ج ١٣ ص ١٨٢ـ ١٧٥.