پرسشها و پاسخها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٠ - آيا دين با آزادى انسان سازگارى دارد؟
موجودى مختار است كه بر طبق انتخاب خود عمل مىكند. حال اگر دين با يك سلسله احكام و مقرّرات بخواهد مردم را ملزم كند كه كارهايى را انجام دهند يا از انجام اعمالى بپرهيزند يا از افراد بخواهد كه از پيامبر(صلى الله عليه وآله) و امام(عليه السلام) و نايب امام اطاعت كنند، با اساس انسانيّت انسان مخالفت كرده است. و بعبارت ديگر قوانين و احكام دينى مستلزم سلب انسانيت و آزادى انسان است.
قبل از پرداختن به پاسخ، نخست يك اشكال فلسفى ـ كه مرتبط با شبهه فوق است ـ و پاسخ آن را يادآور مىشويم تا پيش درآمدى بر پاسخ اصلى باشد. ما با دو مقام روبرو هستيم يكى مقام تكوين و هستها و واقعيتها، و ديگرى مقام تشريع و بايدها و ارزشها. اشكال كننده مىگويد: درك كننده «هستها» عقل نظرى، و درك كننده «بايدها» عقل عملى است و اين دو كاملا از يكديگر مستقلّند. از راه هستها و دانشها به بايدها و ارزشها نمىتوان گذر كرد و اين راه منطقاً بسته است. و مثلا نمىتوان گفت چون انسان تكويناً مخلوق خداوند هست، پس بايد از احكام الهى تبعيّت كند.
اين شبهه ابتدا توسّط ديويد هيوم ـ فيلسوف معروف انگليسى ـ در قرن ١٨ مطرح شده است. و پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز كسانى در كشور ما، در اين زمينه به سخنرانى و قلمفرسايى پرداختند و به ترويج آن در جامعه همّت گماردند.
پاسخ اين شبهه بطور مختصر اين است كه اولا اين اشكال با مبناى خودتان در تناقض است. زيرا، شما، خود، در صدديد از هست به بايد برسيد. مىگوييد انسان موجود مختارى «است» پس «بايد» او را آزاد گذاشت و «نبايد» او را ملزم به اطاعت كرد.
ثانياً: طبق گفته شما به هيچ كس در هيچ جا و هيچ حكومتى نمىتوان الزام كرد و بايد هر كس هر كارى كه خود خواست بتواند انجام دهد چون قانون و الزام، سلب آزادى انسان و سلب آزادى هم سلب انسانيت انسان است. و نتيجه اين سخن چيزى جز توحّش، بربريت و قانون جنگل نيست كه هيچ انسان عاقلى آن را نمىپذيرد.
اگر هر كسى در جامعه هر طور دلش مىخواهد رفتار كند، هر كس را خواست كتك بزند، و هر سخنى را ـ هر چند اهانت و ناسزا به ديگران باشد ـ بتواند بر زبان بياورد، و...، آيا ديگر از زندگى بر پايه خرد و هوشمندى خبرى خواهد بود؟ فصل مقوّم و مميّز انسان عقل اوست و لازمه عقل داشتن مسئوليت داشتن و پذيرش قانون است. اگر قانون نباشد مدنيّتى نيست و اگر مسئوليتى نباشد انسانيّتى نخواهد بود.