پرسشها و پاسخها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٩ - آيا دين با آزادى انسان سازگارى دارد؟
پذيرش بگويند ما آزاديم كه عمل كنيم يا نكنيم. چنين سخنى در هيچ نقطهاى از عالم پذيرفته نيست.
پس در اصل پذيرش اسلام، اجبارى نيست (لا اكراه فى الدين) و اعتقاد به خدا و پيامبر و قيامت قابل تحميل بر ديگران نيست، اما بعد از پذيرش اسلام بايد به احكام و فرامين آن عمل نمود و بعنوان مثال بايد نماز خواند، بايد روزه گرفت، و بايد از اوامر پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) و امام(عليه السلام) پيروى كرد و همينطور باقى مقرّرات دينى را بدون استثنا بايد رعايت نمود. زيرا پذيرش هر دين و قانونى، پذيرش لوازم و پيامدهاى آن هم مىباشد و گرنه هيچ نظام اجتماعى شكل نخواهد گرفت و هر كس به ميل شخصى خود عمل خواهد كرد.
در اين زمينه (لزوم پيروى از تمامى دستورهاى دينى) در سوره مباركه نساء آيه ١٥٠ و ١٥١ با صراحت مىفرمايد: «اِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يُرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْض وَ نَكْفُرُ بِبَعْض وَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً اُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقّاً وَ أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَاباً مُهِيناً»؛ يعنى آن كسانى كه مىخواهند دين را تجزيه كنند و بگويند كه يك بخش را قبول داريم و يك بخش را قبول نداريم، اينها حقيقتاً دين را قبول ندارند و كافر هستند زيرا همه احكام از طرف خداوند است و از اين جهت ميان آنها فرقى نيست. پس انكار بعضى از دين بمنزله انكار جميع دين و مستلزم كفر و عذاب الهى است.
البته حكومت اسلامى در مسائل فردى و پنهانى دخالت نمىكند ولى در مسائل اجتماعى و رعايت حرمت دين و مقدسات دخالت كرده، و شهروندان را وادار به عمل مىكند و در اين حالت است كه ولايت پيامبر و امام و فقيه تحقق پيدا مىكند.
ناگفته نگذاريم كه در اين برهه برخى ـ همانند اسلاف خود در طول تاريخ ـ در صددند تا با استناد به آيات متشابه، يا مثله كردن آيات قرآنى، و يا حتّى دادن نسبت تناقض به اين آيات، اهداف شوم و ضد دينى خود را عملى نمايند و ديگران را نيز چون خود به وادى انحراف و سقوط بكشانند.
ب) شكل برون دينى
شبهه گاهى به اين صورت مطرح مىشود كه فصل مقوّم و مميّز انسان اختيار او است. يعنى فرق انسان با ساير حيوانات در اين است كه آنها مجبورند طبق غريزه عمل كنند، اما انسان