پرسشها و پاسخها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠١ - فدراسيون اسلامى
٧. اگر همزمان با حكومت حقّ در ايران يك يا چند حكومت حقّ ديگر وجود مىداشت و يا آن كه در آينده بوجود بيايد، آنگاه چه طرحى را پيشنهاد خواهيد كرد؟
در پاسخ بايد گفت: اگر چه اين فرض در شرايط كنونى سخنى از واقعيّتهاى خارجى نمىگويد و صرفاً بعنوان فرضى ذهنى مطرح مىشود، ولى در هرحال شكلهايى از حكومت در اين صورت نيز مىتوان در نظر گرفت.
بنظر ما بهترين شيوه تحقّق حاكميّت اسلام در فرض ياد شده ـ كه تحقّق طرح اصلى حكومت جهانى اسلام هم ممكن نيست ـ شكل «فدراسيون اسلامى» مىباشد.
معناى فدراسيون
براى روشنتر شدن طرح ياد شده، ابتدا توضيحى پيرامون واژههاى «فدراسيون»، و «حكومت فدرال» مىدهيم.
واژه فدراسيون از واژه لاتين Foedus بمعنى «قرار داد» يا «موافقتنامه» برآمده است. فدراسيون هنگامى بوجود مىآيد كه دو يا چند دولت مستقل موافقت كنند كه يك دولت جديد تشكيل دهند و حاكميّت خود را به آن واگذارند و حكومت فدرال، محصول چنين اتّحادى است و خود داراى دو رشته حكومت است: حكومتى مركزى و حكومتهاى محلّى.
در حكومت فدرالى، حكومت مركزى در مورد مسائل عمده مربوط به منافع عمومى يا مشترك مانند: امنيّت، اقتصاد، سياست خارجى و ساير مسائل كلان تصميمگيرى و اقدام مىكند. و واحدهاى محلّى، يا تشكيل دهنده فدراسيون به مسائلى كه از لحاظ محلّى اهميّت دارند مىپردازند.[١]
فدراسيون اسلامى
حال با توجه به اين مقدّمه، فدراسيون اسلامى شكلى از حكومت است كه با مشاركت كشورهاى داراى حكومت مشروع و بر حقّ بصورت اتحاديه بوجود مىآيد و داراى دولت مركزى قدرتمند و دولتهاى محلّى مستقل مىباشد. دولت مركزى عهدهدار تصميمگيرى و
[١] رك: «بنيادهاى علم سياست، عبد الرحمن عالم، ص ٣٤٢ ـ ٣٣٨.