پرسشها و پاسخها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٧ - انگيزه برخى افراد از طرح « توسعه سياسى و پاره اى مفاهيم مشابه» در اين زمان چيست؟
امورى ثابت و مطلقاند و به دليل قطعى بودن ادّله دالّ بر آنها جايى براى برداشتهاى گوناگون وجود ندارد و اساساً اگر اين بخش از مسائل اسلامى را هم ثابت و مطلق فرض نكنيم، چيزى نمىماند كه به عنوان اسلام از آن ياد كنيم.
انگيزههاى پنهان در توسعه سياسى
انگيزه برخى افراد از طرح «توسعه سياسى و پارهاى مفاهيم مشابه» در اين زمان چيست؟
براى روشن شدن ماهيّت حركتهاى فوق، همين طور راهكارهايى كه براى رسيدن به اهداف اين حركات برگزيده مىشود، ابتدا تاريخچهاى كوتاه از تحولات بعد از انقلاب صنعتى اروپا را ذكر مىكنيم:
داستان سلطهگرى غرب در واقع از زمان انقلاب صنعتى اروپا شروع مىشود اگر چه قبل از آن نيز هم در اروپا و هم در بين ساير اقوام گرايشهايى براى كشورگشايى و تسلّط بر ديگران وجود داشته است، زمانى كه در سايه پيوند علم و صنعت و فنآورى به ابزارهايى جديد دست يافتند و توانستند به توليد كالاهاى انبوه و بسيار ارزان (از نظر هزينه توليد) بپردازند و با فروش اين كالاها به قيمت گزاف ثروت و سودى انبوه به چنگ آورند.
با افزايش سود و در نتيجه سرمايه، سرمايهگذارى براى توليد نيز فزونى مىيافت و اين خود عاملى براى كسب سود و سرمايه بيشتر مىگشت و به اين ترتيب با تكرار چرخه سرمايه و توليد، روز به روز انباشت ثروت رقم بالاترى پيدا مىكرد.
ولى از آن طرف با افزايش توليد (= عرضه كالا) دو مشكل اساسى رُخ مىنمود: ١ـ كمبود موادّ اوّليه براى توليد، ٢ـ كاستى ميزان تقاضا در مقايسه با عرضه توليدات. اين دو عامل كشورهاى غربى را به انديشه استعمار كشورهاى ديگر واداشت، تا هم موادّ خام و هم بازار فروش تازه به دست آورند. اين روند استعمارى از قرن هفدهم تا نوزدهم ادامه مىيابد. در اين زمان است كه غربىها متوجّه مشكل ديگرى مىشوند و آن كاهش منابع طبيعى و قدرت خريد كشورهاى تحت استعمار بود. از طرفى فنآورى و ابزار پيشرفته صادراتى نياز به متخصصينى جهت به كارگيرى آن ابزار داشت؛ از اين رو تصميم گرفتند هم قدرت خريد و هم سطح معلومات در اين كشورها را افزايش دهند و براى اين منظور دو كار انجام دادند: