پرسشها و پاسخها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٨ - انگيزه برخى افراد از طرح « توسعه سياسى و پاره اى مفاهيم مشابه» در اين زمان چيست؟
اوّل: دادن وام و تسهيلات اقتصادى به اين كشورها و تشكيل صندوق بينالمللى پول.
دوّم: جذب افراد بااستعداد اين كشورها به دانشگاههاى اروپايى از جمله انگلستان، آلمان و فرانسه.
اين كار دوّم به انگيزه تربيت تكنسينهايى كه توان بكارگيرى اجناس وارداتى از كشورهاى استعمارگر را دارا باشند انجام مىشد. همانگونه كه كار اوّل به منظور افزايش قدرت خريد مردم در كشورهاى مستعمره صورت مىگرفت تا در سايه آن اجناس بيشترى به اين كشورها صادر شود و بازار فروش غربىها همچنان رونق لازم را داشته باشد.
امّا اين روند همواره براى استعمارگران خوشايند نبود، چون برخى از اين تحصيلكردهها، بعد از بازگشت به كشورهاى خويش، انديشه استقلال خواهى را مطرح كردند و خواهان خروج از استعمار بيگانه شدند، و اين خود آغاز فصلى نوين و دورانى تازه بود كه از اواخر قرن نوزدهم شروع شد و در قرن بيستم به اوج خود رسيد.
اگر چه مبارزات گوناگونى با چنين حركات استقلالطلبانه صورت گرفت، امّا در نهايت غربىها به اين نتيجه رسيدند كه بهتر است قدرى واقعبين باشند و با مطرح كردن ايده «رابطه» به جاى «استعمار» بتوانند در آينده نيز از چنين كشورهايى استفاده ببرند. از جمله اين حركتهاى استعمارى، طرح تشكيل كشورهاى مشتركالمنافع بود كه از سوى انگلستان پيشنهاد شد تا مستعمراتى كه قبلا زير سلطه انگليس بودند و اكنون استقلال يافتهاند تحت اين عنوان همكار و شريك انگليس گردند و اين بار استعمار به شيوهاى ديگر ادامه يابد.
در هر حال، روند استقلالطلبى روز به روز تشديد مىشد و اين خود شيوههاى نوترى را براى استعمارگرى طلب مىكرد. به گونهاى كه استعمار آشكار جاى خود را به استعمار پنهان داد. يكى از اين شيوههاى جديد به اين نحو بود كه: دولتهاى استعمارى عوامل و احزابى را در كشورهاى استقلاليافته به وجود مىآوردند جو يا به گونهاى در فرايند شكلگيرى برخى تشكلها و احزاب دخالت مىكردند كه حتّى گاهى خود گردانندگان اين احزاب نيز متوجّه دخالت عوامل بيگانه و جهتدهى آنان نبودندج، كه با طرح شعارهاى ضد استعمارى مردم را پيرامون خود جمع مىكردند و بعد از قدرت يافتن حزبى كه با شعار مبارزه با استعمار تشكيل و سامان يافته بود، دست دوستى به اربابان خارجى مىدادند و منافع آنها را تأمين مىكردند.