پرسشها و پاسخها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٩ - انگيزه برخى افراد از طرح « توسعه سياسى و پاره اى مفاهيم مشابه» در اين زمان چيست؟
با گذشت زمان و افزايش تجربه، غربىها به اين نتيجه رسيدند كه دوام و نهادينه شدن استعمار و سوء استفاده از كشورهاى ديگر در گرو تغيير فرهنگ و ايدئولوژى كشورهاست؛ به گونهاى كه هم نوع بينش افراد تغيير كند و تفكّرى مبتنى بر فردگرايى، «مصرفگرايى» و «ثروت اندوزى» ـ نظير آنچه بر غرب و آمريكا حاكم است ـ پديد آيد، و هم نظامى بر آن كشورها حاكم باشد كه مبنايش استفاده از ابزارها و فنآورى جهان غرب و مرعوب گشتن در مقابل پيشرفتهاى آنها باشد.
اگر اين دو هدف برآورده مىشد دوام سلطه نيز تضمين لازم را مىيافت؛ امّا يكى از موانع تحقّق اهداف ياد شده، در مشرق زمين، «فرهنگ شرقى» بود كه مبتنى بر قناعت و روحيّه «جمع گرايانه» است. از اين رو، حربه تهاجم فرهنگى با پيچيدگىهاى خاصّ آن در دستور كار غربيان قرار گرفت. در اين راستا، ايده توأم بودن فرهنگ و تكنولوژى مطرح شد: مدّعاى اصلى اين ايده اين بود كه هر تكنولوژى فرهنگ ويژه خود را به همراه دارد و هر جا كه تكنولوژى وارد شد فرهنگ آن نيز خواه ناخواه وارد خواهد شد، پس يا بايد تكنولوژى را همراه فرهنگ پذيرفت يا بايد هيچ كدام را نپذيريم؛ و چون تكنولوژى از غرب مىآيد به ناچار فرهنگ هم بايد از غرب بيايد.
البتّه اين ايده بطلان خود را در كشور ژاپن نشان داد؛ چرا كه ژاپنىها على رغم پارهاى تأثرات كه از فرهنگ مهاجم غرب پذيرفتند، با حفظ و تأكيد بر آداب و سنن و ارزشهاى شرقى و فرهنگ خودى توانستند به پيشرفتهاى عظيمى دست يابند به گونهاى كه از خود غربىها هم گوى سبقت را ربودند.
پيش از پيروزى انقلاب اسلامى در ايران نيز، در چارچوب همين سياست غرب، بحث تقابل اسلام و توسعه مطرح شد. طرّاحان اين توطئه مدّعى بودند كه اسلام دين زهد، قناعت و صرفهجويى است و توسعه آيين پيشرفت و استفاده از ثروت بيشتر است؛ بنابراين نمىتوان بين اين دو آشتى داد و اسلام توسعه را برنمىتابد و از آنجا كه ما ناچار از توسعهايم، بايد اسلام و يا لااقل آن بخشهايى از اسلام را كه مخالف توسعه است كنار بگذاريم.
اين روزها نيز چنين نغمههايى در قالب سخنرانى، مقاله، كتاب و... به گوش مىرسد، كه در پى القاء همين تفكّر؛ يعنى، ضديّت اسلام با توسعه است: شكلدهى مباحثى از قبيل «تقابل سنّت و مدرنيسم»، «ضرورت نقد سنّت» و امثال آن همگى در اين راستا قابل ارزيابى است.