پرسشها و پاسخها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٧ - برخى از آيات دال بر ربوبيت تشريعى خدا
٦. آياتى كه خداوند را ربّ معرّفى مىكند، براى مقصود ما كفايت مىكند؛ زيرا ربوبيّت به معناى صاحب اختيار بودن است. ربّ كسى است كه با اختيار كامل، هر گونه كه بخواهد در مربوب تصرّف مىكند. گاه ربّ هر طور كه مىخواهد مربوب را ساخته و پرداخته مىكند، و اين تصرّف تكوينى است و گاه براى او قانون وضع كرده و امر يا نهى مقرّر مىدارد، و اين تصرّف تشريعى است.
اگر كسى براى خداوند ربوبيّت تشريعى قائل نباشد، نخستين مرتبه اسلام را فاقد است؛ زيرا نصاب توحيد كه براى مسلمان بودن ضرورت دارد، اعتقاد به توحيد در خالقيّت و ربوبيّت تكوينى و تشريعى است. ابليس با اين كه خداوند را خالق و ربّ تكوينى مىدانست و به معاد هم اعتقاد داشت، از ديدگاه قرآن كافر است به دليل انكار ربوبيّت تشريعى الهى و سرپيچى از فرمان حق تعالى.
خداى متعال در قرآن در مقام ملامت يهوديان و مسيحيان مىگويد: اتّخذوا اخبارهم و رهبانهم ارباباً من دون الله[١] يعنى آنان در برابر خدا احبار [= دانشمندان] و راهبان خويش را ارباب گرفته بودند. شكى نيست كه نه يهود و نه نصارى بزرگان كنيسه و كليسا را خداو آفريننده و هستى بخش نمىدانستند بلكه آنان را فقط صاحب اختيار در تشريع و قانونگذارى مىدانستند.در واقع اينان احبار و راهبان را ربّ تشريعى قلمداد مىكردند يعنى اختيار امر حرام و حلال كارها را بدست بزرگان كنيسه و كليسا مىدانستند.
در جاى ديگر، خداى متعال خطاب به پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مىگويد: اهل كتاب رابه امورى فرابخوان. از جمله اينكه: لايتخذ بعضنا بعضاً اربابا من دون الله [٢] يعنى بعضى از ما [= مسلمين و اهل كتاب] بعضى ديگر را ارباب در برابر خدا نگيرند. در رواياتى اين آيه چنين تفسير شده است كه آنان [= اهل كتاب ]اعتقاد به اطاعت از بزرگانشان داشتند و بزرگانشان را صاحب اختيار در امر دين مىشمردند نه اينكه آنان را مبلّغ دين خود بدانند.
برخلاف اين انديشه، مسلمانان معتقدند كه همانگونه كه خلقت و تكوين منسوب به خداست تشريع و قانونگذارى هم منتسب به اوست و هيچكس ديگر را در كنار خدا صاحب حق قانونگذارى نمىشمارند. بنابراين در نظر مسلمانان هم ربوبيت تكوينى و هم ربويت
[١] توبه (٩) آيه ٣١. [٢] آل عمران (٣) آيه ٦٤.