پرسشها و پاسخها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٨ - ٤ چرا نمايندگان مجلس خبرگان، فقط فقيه انند و ديگر متخصصان و انديشه گران بدان مجلس راه ندارند؟
ولايت است، به نظر مىرسد عاقلانهترين و منصفانهترين راه اين است كه اعضاى خبرگان كسانى باشند كه خود در فقاهت دستى دارند؛ مثلا اگر از من و شما بپرسند بهترين قاضى ايران كيست، قطعاً براى دريافت بهترين پاسخ بايد سراغ قضات برويم، يعنى جواب اين سؤال از عهده هر كسى برنمىآيد، فقط كسانى مىتوانند بهترين قاضى را معرفى كنند كه خود تبحّرى در اين موضوع داشته باشند. همچنين اگر به ما بگويند: بهترين استاد دانشگاه در فلان رشته كيست، بايد جواب را از استادان دانشگاه گرفت. كسانى توان تشخيص اصلح (شايستهترين) براى تصدى مقام ولايت فقيه را دارند كه خود بهرهاى از شرايط آن مقام و منصب داشته باشند و از آن ويژگيها ـ هر چند در مرتبه پايينتر ـ بهرهمند باشند.
از آن رو كه مهمترين ويژگى ولىّ فقيه فقاهت است - زيرا آنچه در قانون آمده ولايت «فقيه» است - بنابراين، اعضاى خبرگان بايد فقهايى باشند كه صلاحيت اين كار را دارند. اگر منصفانه قضاوت كنيم مىفهميم اين بهترين و معقولترين راه براى تشخيص ولى فقيه است. نمونه روشنى از كار درست خبرگان كه برگرفته از آشنايى با فقاهت و شناخت فرد مناسب براى رهبرى است، تعيين مقام معظم رهبرى پس از رحلت حضرت امام بود؛ اگر عموم مردم مىخواستند در آن اوضاع شخصى مناسب براى رهبرى را شناسايى كنند، نمىتوانستند، امّا خبرگان در طىّ چند ساعت به نتيجه قطعى رسيدند. افزون بر آن كه، اعضاى خبرگان داراى مقام فقاهتند، داراى مرتبه عالى تقوى نيز هستند و با شناخت قبلى از افراد تصميم مىگيرند؛ از اين رو احتمال اينكه تحت تأثير تبليغات و جوسازىها قرار بگيرند، بسيار ناچيز است.
٤. چرا نمايندگان مجلس خبرگان، فقط فقيه انند و ديگر متخصصان و انديشهگران بدان مجلس راه ندارند؟
توضيح آنكه اخيراً سؤال و شبههاى به صورت جدّى مطرح مىشود كه در قانون اساسى براى ولى فقيه شرايطى برشمرده شده كه در سه شرط خلاصه مىشود: فقاهت، عدالت و مدبر و مدير بودن؛ يعنى تشخيص مصالح جامعه و توان اداره آن.
بايد توجه داشت فقهايى كه به عنوان خبرگان و براى انتخاب رهبر در نظر گرفته شدهاند، بسته به موقعيت علمى خود، توان تشخيص برخى از شرايط را دارند. آنها فقط مىتوانند تشخيص دهند چه كسى افقه و داراى بالاترين صلاحيت فقهى است. بنابراين، ضرورى است