شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٠ - شرايط علّتي كه در برهان لمّي حدّ وسط واقع مي شود
پس شرط نخستِ علّت در برهان لم اين است كه علّت تامه باشد[١].
شرط دوم اين است كه علّيتِ حدّ وسط براي نتيجه، معلوم باشد. اگر حدّ وسط در واقع و نفسالامر نسبت به نتيجه علّيت داشته باشد، امّا ما آن را ندانيم، يقين به نتيجه براي ما حاصل نخواهد شد. چراكه در برهانِ لم، علم به ذاتِ علّتْ كافي نيست و ما را به نتيجه نميرساند، بلكه علم به علّيتِ اوسط نسبت به نتيجه است كه ما را به نتيجه ميرساند.
ايشان در باب كيفيت وقوع اصناف علل در حدود وسطاي براهين ميگويد:
«علتي در حد وسط افتد كه در سببيّت كامل بود: يعني در وجود مستلزم معلول بود، تا اقتضاء ثبوت نتيجه كند. و بايد كه عليت او واضح بود بخوديا بآنچه متمّم عليّت او بود، چنانك گفته آمد، تا در ذهن هم مستلزم معلول باشد».[٢]
البتّه ممكن است سبب، نفس اجزاي قضيه نباشد و در عين حال سببيّتش واضح باشد، در اين صورت نيز برهان مذكور، برهان لمّي خواهد بود و اگر سببيّت واضح نبود، حصول يقين در گرو اين است كه متمّم سببيّتِ سبب بيان شود.
حكيم طوسي(رحمه الله) ميفرمايد:
«امّا اگر سبب، امري خارج بود و سببيّت او واضح بود برهاني كه از وضع او در اوسط حاصل آيد برهان لم بود، چنانك گفتيم. و اگر سببيّت واضح نبود از وضعش در اوسط، سؤال به لم منقطع نشود، و جواب لا محالة به چيزهايي بود كه متمّم سببيّت آن سبب باشد».[٣]
معلّم ثاني در اين زمينه چنين ميفرمايد:
«و من الأسباب ما إذا اُدّي لم يتبيّن من أوّل الأمر كيف هو سبب لذلك الشيء، و لا كيف وجوده به أو حدوثه عنه. مثال ذلك: لِمَ صار الكَرْمُ ينثر ورقه في الشتاء؟ فأجبنا بأنّ ذالك من
١. نگاه كنيد به: البصائرالنصيرية في المنطق، ص١٧٥.
٢. اساسالاقتباس، ص٣٦٧.
٣. اساسالاقتباس، ص٣٦٥.