شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧١ - نسبت برهان و جدل از حيث ماده و صورت
شيخ(رحمه الله) از اين سؤال مقدّر پاسخ ميدهد و ميفرمايد: گرچه مغالطه از اين حيث شبيه جدل است و بر برهان تقدّم زماني دارد، امّا در عين حال از دو جهت با جدل تفاوت دارد:
الف) مغالطه هيچگونه نفع ذاتي ندارد تا تقديم آن را بر برهان موجّه سازد.
ب) مغالطه ـ به خلاف جدل ـ هيچگونه اشتراكي با برهان ندارد، چراكه موادّ مغالطه مشبّهات و وهميّات است و موادّ برهان، يقينيّات، و بين اينها تباين است. و نيز صورت مغالطه، قياس بدلي است در حالي كه صورت برهان، قياس حقيقي است.
خطابه نيز گرچه تقدّم زماني بر برهان دارد و از اين جهت شبيه جدل و مغالطه است، امّا گفتيم كه صِرفِ تقدّمِ زماني كافي نيست بلكه آنچه مجوّز تقدّم بر برهان است اين است كه تقدّمي نافع باشد و در عين حال، نوعي مشاركت در مادّه يا صورت نيز با آن داشته باشد.
در پي آنچه در مبحث «لزوم تأخر مغالطه و خطابه از برهان» از همين فصل گفتيم ممكن است اين سؤال به ذهن آيد كه مگر در خطابه و جدل هر دو از مشهورات استفاده نميشود، پس چگونه ميگوييم كه جدل در پارهاي موارد در استفاده از مشهورات با برهان شريك ميشود. امّا خطابه هيچگونه مشاركتي با برهان از حيث مواد ندارد؟! مگر از بديهيات اوّليه نميتوان در هرسه صناعت بهره گرفت؟
در پاسخ اين اشكال ممكن است گفته شود: گرچه از مشهورات، هم در جدل استفاده ميشود و هم در خطابه، امّا فرق مشهورات در اين دو صناعت اين است كه مشهوراتِ جدل، مشهورات حقيقيهاند و مشهورات خطابه، مشهورات ظاهريه. يعني چون غرض از خطابه صرفاً اقناع جمهور است، صرف شهرتِ ظاهري قضايا براي مخاطبان كافي است، گرچه شهرت حقيقي نباشد. امّا در جدل حتماً لازم است كه مواد از مشهورات حقيقيه باشند[١].
امّا اين پاسخ به نظر تامّ نميرسد، چراكه ميتوان گفت نسبت مشهور حقيقي با مشهور ظاهري اگر مثل نسبت بديهي و مشهور، عموم و خصوص مطلق نباشد، حداقل عموم و خصوص من وجه است و به هر حال تباين نيست. يعني اگر هر مشهور حقيقي، مشهور ظاهري نباشد، حداقل برخي مشهوراتِ حقيقي هستند كه از مشهورات ظاهريه هم به حساب
١. نگاه كنيد به: المنطق، محمدرضا مظفر، دارالتعارف، ١٤٠٠ هـ ـ ، كتاب خطابه، مبحث اول، بند٥.