شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٦ - نسبت برهان و جدل از حيث ماده و صورت
با توجه به آنچه گفتيم نسبت موادّ جدلي و روابطي كه بين اين موادّ برقرار است ـ كه اينها دو امر جداي از هماند ـ با موادّ اوّليه برهان و روابطي كه بين آنها معتبر است ـ و اينها نيز دو امر جداي از هماند ـ نظير همان نسبت صورت قياس مطلق است با قياس برهاني، و اگر همين نسبت يكي از انگيزههاي تقديم قياس بر برهان است، بايستي همين امر يكي از انگيزههاي تقديم كتاب جدل بر كتاب برهان نيز باشد.
شيخ(رحمه الله) در اينجا ميفرمايد بين مقدّمات و نيز بين حدود در برهان (چه براهين بسيط و اوليه و چه براهين مركّب و ثانويه) ضوابط و روابطي برقرار است كه همه اينها در مقدّمات و حدود جدل نيز كاربرد دارند امّا عكس آن درست نيست، يعني در جدل ضوابط و روابطي مطرح است كه در برهان، معتبر و مستعمل نميباشد.
مراد از نسبت بين مواد مثلا اين است كه ميگوييم: «صغري و كبري در قياس اقتراني بايد در جزئي به نام حدّ وسط مشترك باشند»، و يا ميگوييم: «محمولات در برهان بايستي ذاتي موضوع خود باشند» و يا ميگوييم: «در شكل چهارم نبايد صغراي سالبه با كبراي جزئيه همراه شود كه در اين صورت قياس عقيم خواهد بود».
مراد از نسب بين حدود مثلا اين است كه ميگوييم: «محمول در مقدمات برهان بايستي محمول اوّلي باشد.»
رعايت اين ضوابط و نسبتها در جدل نيز مطلوب و مفيد است، گرچه ضروري نيست، پس از اين جهت نيز جدل اعمّ از برهان خواهد بود، واين اعمّ بودن، وجهي براي مقدّم داشتن جدل به شمار ميرود.
مراد از اين جمله اين است كه چهبسا در مسائل برهاني، مفاهيمي باشند به عنوان حدود و تعاريف پارهاي از حقايق كه اصلا براي فرد جدلي روشن و مفهوم نباشند و ذهن مجادل به آنها نرسد، امّا اين دخلي در مدعاي ما ندارد و خللي وارد نميكند، چراكه اين مسئله خارج از بحث است، يعني ربطي به منطق ندارد، چون كار منطقي اين نيست كه حدود اشياء را تعيين كند