شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥١ - مبدأيت تصور براي تصديق
جواب اين سؤال به اختصار اين است كه بايد معاني اصطلاحي و موارد كاربرد واژههاي تصور و تصديق را كاملا از يكديگر تفكيك نمود و نبايد معاني مختلف را به يكديگر در آميخت و هر يك را در هرجا به كار بست. مثلا وقتي ميگوييم: «زمين متحرك است» براي شخصي كه بدان يقين دارد، تصديق محسوب ميگردد ولي براي فردي كه در آن شك دارد، تصور محسوب ميشود. در اينجا مراد از تصور و تصديق، دو حالت نفساني مختلف است كه در اين دو شخص تفاوت ميكند، امّا اگر تنها به شكل اين عبارت ـ صرف نظر از گوينده و اعتقاد وي ـ توجّه كنيم كه بر چه معنايي دلالت دارد بايد آن را عبارت تصديقي (قضيّه) به حساب بياوريم بر خلاف الفاظ مفرد و تركيبات اضافي و وصفي.
پس ميبينيد كه به لحاظ اول، تصور و تصديق معناي نسبي و اضافي پيدا ميكنند، اما با لحاظ دوم، تصديق معنايي نفسي و غير اضافي مييابد. بنابراين پاسخ سؤال فوق به گونهاي دقيق، در گرو بررسي و تفصيل و تفكيك معاني مختلف تصور و تصديق و موارد كاربرد هر يك از اين دو است.
متن
فإذا كان هذا هكذا، فَيُشْبِهُ أَنْ يكونَ التصديقُ بوجه مّا كالتمام للتصوّر، و تكونَ سائرُ أصنافِ التصوّراتِ التي لا تنفَع في التصديق مطرحةً[١] في العلوم و إنّما يطلب منها في العلوم ما يُعين في التصديق. فإذا كان هذا هكذا، فيجوز أن يكونَ إنّما نُسب هذا الكتابُ إلي القياس دونَ الحدّ بأن سُمّي «كتابَ البرهان» لهذا المعني، و امّا في الحقيقة فهو كتاب البرهان و الحدّ معاً.
و إذا ذكرنا غرضَ الكتاب ـ و هو إفادةُ الطرقِ المُوقعةِ للتّصديقِ اليقيني و التصوّرِ الحقيقي ـ فمنفعةُ الكتاب ظاهرةٌ، و هو التَّوصّل إلي العلوم اليقينية و التّصورات الحقيقية النّافعة لنا، بل الضّروريةِ لنا، إذا شرعنا في استعمالِ هذه الآلةِ التي هي المنطقُ و أخذنا نَزِنُ بميزانها العلومَ النّظرِيةَ و العمليّة معاً.
ترجمه
بر اساس آنچه گفتيم، ميتوان گفت كه تصديق از جهتي به منزله متمّم و مكمّل تصوّر به شمار ميرود و (لذا) ساير تصوراتي كه در تصديق سودي نميرسانند در
[١] الأصح: مطروحة.