شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٠ - شرايط علّتي كه در برهان لمّي حدّ وسط واقع مي شود
زمينه ميآورد اين است: «إن كان كسوفٌ قمريٌ موجوداً فالأرض متوسطة بين الشمس و القمر، لكن الكسوف القمريّ موجود فإذن الأرض متوسطةٌ[١].
اگر حد وسط در برهان لمّي ـ علاوه بر اينكه علّتِ ثبوت اكبر در اصغر است ـ علّتِ وجود في نفسه و مطلقِ اكبر نيز باشد آن را «برهان لمّي مطلق» مينامند. مثلا اگر بگوييم: «اين فلز، حرارتش افزايش يافته است و هر فلزي كه حرارت آن بالا رود منبسط ميشود، پس اين فلز، منبسط شده است» چنين برهاني، برهان لمّي مطلق است.
و اگر حدّ وسط در برهان لمّي، فقط علّت ثبوت اكبر در اصغر باشد، چنين برهاني را «برهان لمّي غير مطلق» گويند. برهان لمّي غير مطلق به سه گونه متصوّر است:
١. حدّ وسط، معلولِ وجود في نفسه و مطلقِ اكبر باشد، مثال: «اين چوب، آتش به طرفش حركت ميكند و هر چوبي كه آتش به طرفش حركت كند آتش در آن موجود ميشود، پس در اين چوب آتش موجود ميشود» در اين مثال وجود آتشْ اكبر است و حركت آتشْ اوسط است و همين حركت، علّتِ وجود آتش در چوب است، امّا علتِ وجودِ مطلقِ آتش نيست، بلكه بعكس، طبيعتِ آتشْ علّت حركتِ آن است.
٢. حدّ وسط معلولِ اصغر باشد. مثال: «مثلث زوايايش مساوي دو قائمه است و هرچه كه زواياي آن مساوي با دو قائمه باشد، زوايايش نصف زواياي مربع است، پس مثلث زوايايش نصفِ زواياي مربع است» در اين مثال تساوي با دو قائمه، معلولِ اصغر; يعني زواياي مثلث است.
٣. حدّ وسط معلول هيچيك از اصغر و اكبر نباشد مثل اينكه بگوييم: «اين حيوان كلاغ است و هر كلاغي سياه است، پس اين حيوان سياه است» در اين مثال كلاغ كه حد وسط است نه معلولِ اصغر است و نه معلول اكبر; در عين حال، علّتِ ثبوتِ وصفِ سياهي براي حيوانِ مذكور است.[٢]
تقسيم برهان به لمّي و انّي بر اساس رابطه حدّ وسط با حدّ اكبر است. هر يك از حدّ وسط و حدّ اكبر ـ چنانكه پيشتر گفتيم ـ داراي دو كَوْناند: كون تامّ و كون ناقص، يعني حدّ اكبر يك
١. اشارات، قسمت منطق، ص٣٠٦.
٢. المنطق، صناعة البرهان، فصل ششم.