شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠ - كتاب برهان شفا
تلخيصي از مقالات اوّل و دوّم برهان ارسطو دانست و مواردي از اقتباس مستقيم شيخ(رحمه الله) از مطالب ارسطو را به وضوح در اين دو مقاله ديد. و امّا مقاله اوّل و دوّم برهان شيخ(رحمه الله) گرچه از حيث مواد و مطالب شباهتهايي با منطق ارسطو دارد، امّا از حيث تنظيم و تدوين فصول، تفاوت چشمگيري با كتاب وي دارد.
ابن سينا(رحمه الله) در تأليف كتاب برهان هم از ترجمه عربي برهان ارسطو استفاده كرده و هم از ترجمه شروح يوناني آن سود جسته است. نوشتهاند كه نخست اسحق بن حنين برهان ارسطو را تماماً به لغت سرياني ترجمه و سپس ابوبشر متّي بن يونس ترجمه اسحق را تعريب كرد. برخي مدعي شدهاند كه ترجمه عربي ديگري را نيز از برهان ارسطو وجود داشته كه ابن رشد و معاصر لاتيني وي به نام جرارد[١] (متوفاي ١١٨٧) به آن اشاره كردهاند ولي نام مترجم آن مجهول است. بنا به گفته محققان، اوّلين شارح عربي برهان ارسطو نيز ابوبشر متي بن يونس بوده است و البته كساني ديگر همچون ثامسطيوس، اسكندر افروديسي، يحيي نحوي و پدرش، فارابي و كندي نيز شروحي بر برهان ارسطو نگاشتهاند.
آنچه مسلّم است اين است كه شيخالرئيس(رحمه الله) به ترجمه عربي برهان ارسطو و شروح عربي آن دست يافته و از آنها استفاده كرده است اما تعيين اينكه كدام ترجمه و كدام شرح در دسترس وي بوده چندان سهل نيست.
شايد برخي چنين بپندارند كه ابن سينا(رحمه الله) را بيشتر بايد شارح و مفسّر برهان دانست تا مؤلّف آن، امّا چنين قضاوتي درباره وي منصفانه نيست; زيرا شيخ(رحمه الله) در عين حال كه شارح است ناقد نيز ميباشد و با اينكه مقتبِس است مقلِّد نميباشد. ابن سينا در كتابِ برهانِ خود از محدوده مباحث برهان ارسطو فراتر رفته، بحثهايي در مقولات علمالنفس، طبيعيات و متافيزيك نيز آورده است. ابن سينا در اين كتاب از هيچ كوششي در دقّت در تعبير، رعايت رواني و سادگي لغات، تبيين و توضيح آرا، ترتيب و تسلسل منطقي مباحث، پرهيز از تكرار مطالب، دريغ نكرده است. اما در عين حال سبك نگارش او خالي از گنگي و اندكي غموض و ابهام نيست و اين نكتهاي است كه در همه تأليفات شيخالرئيس ـ بجز اشارات و تنبيهات ـ مشاهده ميشود. كتاب اشارات و تنبيهات ابن سينا به ويژه چهار نمط اخير آن از سبك نگارش زيبا و ويژهاي برخوردار است كه نظير آن در كتب ديگر وي مشاهده نميشود.
١. Gerard.