شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٩ - طرح اشكال منون در « منطق» ارسطو و « اسفار» ملاصدرا
نيز درباره مطلوب به آنچه موجب تصديقِ به آن ميشود علم داريم، كما اينكه قبل از علم به مكانِ عبد آبق، به راهِ آن علم داريم.
متن
فإذا سلكنا السبيلَ إلي المطلوب و كان عندنا منه تصوّرٌ لذاته سابقٌ و طريقٌ موصلٌ إليه فإذا انتهينا إليه فحينئذ نكونُ أدركنا المطلوبَ، كما إذا سلكنا السبيلَ إلي الآبق و كان عندنا منه تصوّرٌ سابقٌ لذاته و طريقٌ موصلٌ إليه، فإذا انتهينا إليه عرفناه. و لو أَنّا كنّا لم نشاهِدْ الآبقَ البتّةَ ولكن تصوّرنا له علامةً: كلُّ مَن يكونُ علي تلك العلامةِ فهو آبقُنا، ثمّ إذا انضمَّ إلي ذلك علمٌ واقعٌ لا بكسب ـ بل اتفاقاً بالمشاهدة ـ أو واقعٌ بكسب و طلب و امتحان و تَعرُّف فوجدنا تلك العلامةَ علي عبد، عَلِمنا أنّه آبقُنا. فتكونُ العلامةُ كالحدِّ الأوسط في القياس، و اقتناصُنا لتلك العلامةِ في عبد كحصول الصغري، و عِلمُنا بأَنَّ كلَّ مَن به تلك العلامةُ فهو آبقُنا كحصول الكبري قديماً عندنا، و وجدانُ الآبق كالنتيجة.
ترجمه
پس اگر ما از مسيري كه به مطلوب ميرسد حركت كنيم و از قبل، تصوّري نسبت به آن و راهِ آن داشته باشيم در اين صورت وقتي به انتهاي طريق برسيم مطلوب را درك ميكنيم، كما اينكه اگر راه به سوي عبد آبق را بپيماييم و از پيش تصوّري نسبت به عبد و معرفتي نسبت به راه داشته باشيم، هنگامي كه به انتهاي اين راه برسيم، عبد را شناسايي خواهيم كرد.
و اگر ما از قبل اصلا عبد را مشاهد نكرده باشيم ولكن تصوّري ذهني از علامت و نشانهاي از او داشته باشيم به نحوي كه بدانيم هركس آن علامت را داشته باشد عبدِ مورد نظر ما است، در اين صورت اگر به طور مشاهده اتفاقي و يا از طريق كسب و طلب و آزمايش و تفحص، معرفتي پيدا كنيم و آن علامت را در عبدي ببينيم، در اين صورت علم پيدا ميكنيم كه فردِ مذكور عبدِ مطلوب ما است. در اين مثال، علامتِ مذكور، نقش حدّ وسط در قياس را دارد، و ديدن آن علامت در فردي همانند حصول صغري در قياس است، و علم ما به اينكه هركس چنان علامتي داشته باشد عبد فراري ماست مانند حصولِ كبري در قياس است كه از قبل ميدانيم، و پيداكردن و دستيابي به عبد فراري به منزله نتيجه در قياس است.