نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ٨٧
ولى اگر آنان در انجام اين فريضه كوتاهى ورزند و در خلع او سستى بخرج دهند و اين فرصت از دستشان خارج شود، خطر حتمى است و بدبختى دامنگير عموم گشته و مركزيت اسلام متلاشى شده و پراكنده خواهد گرديد. و در اين هنگام هيچ راه فرارى نخواهد بود. ليس يومئذالمفرّ- هذا هوالحق اليقين!- هماكنون كفر و گمراهى بر ستاد دين و هدايت حملهور گشته و جز يكى از دوراه درپيش نيست: يا شجاعت و غيرت، يا پستى و بدبختى، يا پيروزى با نيروى ايمان و يا شكست در سايه ترس و ضعف قلب!. و نااميدى از يارى خداى قهار و ما علما الهى را از اين آلودگى پاك و دور مىدانيم. البته اگر فاجعه رخ داد و بدبختى دامنگير شد و كفر بر اسلام پيروز گرديد و دلهاى مردم از نور حق خالى گشت، اين حجت و مدرك ما در پيشگاه الهى، دربرابر مردم است و همچنين اين نامه، حجتى است بر كسانيكه در راه حق از ملامت سرزنشكنندگان نمىترسند و از نيرنگ دربرابر كسانيكه درقبال امر خداوند ساكت مىنشينند و از دين استوار و ارجدار او- در حاليكه قدرت هم دارند- دفاع نمىكنند. حجتى است استوار كه گذشت زمان آنرا باطل نمىسازد. و مدركى است پايدار كه مرور قرنها آنرا از بين نمىبرد. ما اخطار كرديم، پس آيا كسى هست كه يادآور شود؟ اين يك هشدار آشكاريست. و درود بر ما و بر همه بندگان صالح خداوند.- ولقد انذرنا فهل من مدّكر. هذا هوالبلاغ المبين. والسلام علينا و على عباداللَّه الصالحين.
جمالالدين الحسينى [١]
______________________________
[١]. اين نامه با امضاى ك ه ف، ق س ط (كهف. قسط) در صفحه ٥٢ مجله
ضياءالخافقين درج شده است. حروف فوق با حساب ابجد مساوى با ٣٠٧ است كه جمالالدين
الحسينى نيز با همين حساب ٣٠٧ مىشود ... و نامه قبلى سيد نيز در همين مجله با
امضاى «السيدالحسينى» نقل شده است و بهمين دليل ما پس از ترجمه نامه، امضاى اصلى
سيد را بجاى امضاى رمزى نقل كرديم. خسروشاهى