نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ٨٥
تقسيم! كمتر شده است، با اين حجت و دليل با ديگرى به مجادله خواهد برخاست و آنرا بخاطر منافع ويژه خود و يا براى حفظ موازنه عمومى، از تجاوز بازخواهد داشت و در اينصورت است كه سرزمين ايران، بدون جنگ و خونريزى از شر بيگانگان درامان خواهد ماند. پس بر علماى بزرگوار است كه نظر خود را بخاطر حفظ حوزه اسلام و نگهدارى حقوق مردم در لزوم خلع اين اژدهاى خطرناك، يكى كنند- و هيچ علاج و چارهاى جز خلع وجود ندارد- اگر انسان فجايع و جناياتى را كه توسط اين حكومت ستمكار ويرانگر بر همه طبقات ملت ايران وارد آمده و عوامل بدبختى و بيچارگى مردم را بررسى كند و درباره وضع ناگوار سربازان و ارتش دقت نمايد و ببيند كه چگونه آنان براى سد رمق و رفع گرسنگى، سراسر روز را با رنج و درد، كارهاى سختى را انجام مىدهند تا لقمه نانى بدست آورند، آنگاه در تشويش و اضطراب امراء و بزرگان و شدت ناراحتى آنان تأمل كند كه چگونه از ترس مصادره اموال و ريختهشدن خونشان، زندگى آرام خود را از دست دادهاند و سپس به نفوذ كلمه علماء در بين توده مردم بنگرد و ببيند كه همه مردم- بطور عموم- تابع و پيرو و سرسپرده آنان هستند، بطور قطع نظر مىدهد كه پائينآوردن اين ستمكار از كرسى ديوانگى آسانتر از درآوردن لنگه كفش است. هماكنون همه عوامل دينى و انگيزههاى دنيوى باجراى اين امر حكم مىكند و توده مردم نيز در سايه ظلمها و سختىها و فشارها، آمادگى كامل دارند و اگر بزرگان و رهبران ملت فرمان حق را صادر كنند، مردم او را سرنگون مىسازند و آب از آب تكان نمىخورد [١] و در بركنارى او از اين مقام، حتى يك قطره هم خون ريخته نمىشود. شايد بعضى از مردم غيرآگاه خيال كنند كه «خلع» اگرچه آسان هم باشد، موجب آشوب و منشاء هرج و مرج مىگردد!، هرگز! هرگز! مردم ايران از هيچيك از دستورهاى علماء سرپيچى نمىكنند، بويژه اگر بدانند كه هدف حفظ حوزه اسلام و
______________________________
[١]. در اينجا سيد يك ضربالمثل عربى آورده تحت عنوان «ولايناطح
فيه عنزان»- دو بُز درباره آن نزاع نمىكنند-