نامه ها و اسناد سياسى - سيد جمال الدين اسد آبادى - الصفحة ٨٤
قراردادهاى تجديد شده است. و با جبروت خود مىخواهد كه سهم او بيشتر و بالاتر از انگلستان باشد، زيرا كه روسيه نيرومندتر است و دربرابر او هم خراسان و آذربايجان و مازندران قرار دارد!. اينست عواملى كه بسرعت سرزمينهاى ايران را از پاى درآورده و دولتها را براى تقسيم آن ترغيب كرد. اينست بدبختىهائى كه ديوانگى و زندقه، آنها را بسوى اسلام جلب كرده است (وامحمداه)!. بر ما مسلمانان چه خواهد گذشت اگر نگاه كنيم و بهبينيم كه فرومايگان فرنگ، ناموس ما را هتك مىكنند و اموال ما را غارت مىنمايند و حقوق ما را غصب مىكنند و دين ما را مورد اهانت قرار مىدهند و شريعت ما را تحقير مىنمايند؟ همه اينها سرانجام عملى خواهد شد، اگر پشتيبانان و حاميان دين، بسرعت اين خطرى را كه بر حوزه اسلام مسلط شده است، بركنار نكنند و سرزمين ايران را با نيرو و قدرت شرع، از چنگ ديوانگى و چنگال زندقه نجات ندهند. رهبران امت دربرابر خداوند متعال درباره بندگان خدا و سرزمين آنها، چه پاسخى خواهند داشت اگر اين واقعه تلخ و دردناك رخ دهد؟
(پناه بر خدا) در حاليكه جلوگيرى از آن مقدور و عملى بود؟ براى علماى ملت چه عذرى خواهد بود اگر از نگهبانى دين دربرابر اين خطرهاى مهلك كوتاهى كنند و توده مردم در روز قيامت با آنها به مجادله برخيزند. زيرا كه حسن فرمانبردارى و دوام اطاعت را بعنوان حجت و مدركى برضد آنها، دراختيار دارند! آيا از نظر شريعت، براى ما فريضهاى بزرگتر از حفظ حوزه اسلام وجود دارد؟ آيا علماء براى اداى اين واجب، از ديگر مردم سزاوارتر نيستند؟ هان! كه وقت فرارسيده است- و پس از گذشت وقت، جز شرمندگى و سرزنش در دنيا و خشم و سخط در آخرت نخواهد بود- اگر ناصرالدين شاه از كرسى مملكت به پائين آيد، همه اين حقوق و غرامتهاى بيجا خودبخود لغو مىشود. و آنگاه هريكى از دولتهاى غربى، كه بهرهاى از اين غنيمت! ندارد و يا فكر مىكند كه سهم آنها در اين