بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٢ - استعمال لفظ مشترك در بيش از يك معنا
و الجمع بان يراد من كلمة « عينين » مثلا فرد من العين الباصرة و فرد من العين النّابعة.
فلفظ « عين » و هو مشترك قد استعمل حال التّثنية فى معنيين: فى الباصرة و النّابعة.
و هذا شأنه فى الامكان و الصّحّة شأن ما لو اريد معنى واحد من كلمة « عينين » بان يراد بها فردان من العين الباصرة مثلا، فاذا صحّ هذا فليصحّ ذاك بلا فرق.
ترجمه: مرحوم مصنّف در ذيل بحث دو تنبيه به شرح زير ذكر فرموده است:
تنبيه اوّل
اينكه گفتيم استعمال لفظ در بيش از يك معنى جايز نيست در آن فرقى نمىكند دو معنا هردو حقيقى بوده يا مجازى باشند و احيانا يكى حقيقى و ديگرى مجازى محسوب گردد چه آنكه مانع از اين استعمال تعلّق دو لحاظ و اعتبار به ملحوظ واحد در آن واحد است كه اين اشكال و محذور در تمام فروض مشترك مىباشد بنابراين منع و عدم جواز تنها اختصاص به لفظ مشترك ندارد آنطوريكه بين ارباب اصول مشهور شده چه آنكه وقتى علّت عدم جواز در لفظ مشترك نسبت به ساير الفاظ موجود بود قانون العلّة يعمّم كما يخصّص مقتضى است در تمام موارد بيكسان حكم كرده و جملگى را از اينجهت با هم مساوى قرار داد.
تنبيه دوّم
برخى از ارباب اصول در مقام تفصيل برآمده و فرمودهاند:
استعمال لفظ در بيش از يك معنا اگر در مفرد جايز نباشد در تثنيه و جمع بدون اشكال است و مىبايد در ايندو بجوازش قائل شد مثلا از كلمه « عينين » اينطور اراده مىتوان نمود:
فردى از عين بمعناى « باصره » و فردى از عين بمعناى « چشمه » .