بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٨ - علامت دوم، عدم صحت سلب و صحت آن، و صحت حمل و عدم آن
اشكال دور كه به تبادر وارد شد و از آن جواب داديم عينا به علامت دوّم كه صحّت حمل و صحّت سلب و عدم ايندو باشد وارد گرديده يعنى مستشكل در اينجا نيز گفته است:
حمل معنا بر لفظ موقوف است بر علم بوضع و حقيقت بودن لفظ در معنا حال اگر حقيقت بودن و علم بوضع را نيز بر آن موقوف بدانيم دور پيش مىآيد.
جواب از اين اشكال همان جوابى است كه از اشكال دور بر تبادر داده شد يعنى مىگوئيم:
مستعلم و كسى كه طالب علم بوضع و اطّلاع از حقيقت و مجاز است از دو حال خارج نيست:
الف: آنكه علم اجمالى بوضع داشته معناى لفظ فى الجمله در ذهنش مرتكز است.
ب: آنكه رأسا و بطور كلّى بوضع جاهل است همچون فارسزبانى كه هيچ اطّلاعى از معانى الفاظ عرب ندارد.
امّا در فرض اوّل مىگوئيم:
حمل معناى مشكوك بر لفظ مورد نظر موقوف است بر علم اجمالى و ارتكازى ولى آنچه بر حمل مزبور موقوف است علم تفصيلى به حقيقت و موضوعله بوده نه علم اجمالى تا دور لازم آيد.
و امّا در فرض دوّم:
علم جاهل موقوف است بر صحّت حمل نزد اهل لسان و صحّت حمل از نظر ايشان موقوف است بر علم خودشان بوضع نه علم جاهل تا مستلزم دور باشد.
قوله: اشكاله هنا ايضا: ضمير در « اشكاله » به دور راجع بوده و مشار اليه « هنا » علامت دوّم يعنى صحّت حمل و صحّت سلب مىباشد.
قوله: و الجواب عنه نفس الجواب هناك: ضمير در « عنه » به اشكال دور بر علامت دوّم راجع بوده و مشار اليه « هناك » اشكال بر دور مىباشد.
قوله: فلا تتوقّف العلامة: يعنى علامت دوّم.
قوله: و امّا الجاهل بها: يعنى جاهل باللّغة.