بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٧ - علامت دوم، عدم صحت سلب و صحت آن، و صحت حمل و عدم آن
قوله: يشمله و يعمّه: ضمير فاعلى در « يشمله » و « يعمّه » به معنا راجع بوده و ضمير مفعولى در ايندو به غير تراب برمىگردد و مراد از معناى عام كه شامل غير تراب نيز مىشود مطلق وجه الارض است.
متن:
تنبيه
انّ الدّور الّذىّ ذكر فى التّبادر يتوجّه اشكاله هنا ايضا.
و الجواب عنه نفس الجواب هناك، لانّ صحّة الحمل و صحّة السّلب انّما هما باعتبار ما للّفظ من المعنى المرتكز اجمالا، فلا تتوقّف العلامة الّا على العلم الارتكازىّ و ما يتوقّف على العلامة هو العلم التّفصيلى.
هذا كلّه بالنّسبة الى العارف باللّغة.
و امّا الجاهل بها فيرجع الى اهلها فى صحّة الحمل و السّلب و عدمهما كالتّبادر.
ترجمه:
تنبيه
مرحوم مصنّف مىفرمايد:
اشكال دور كه در تبادر ذكر گرديده باين علامت نيز متوجّه است.
و جواب از آن همان است كه در آنجا ذكر گرديد، زيرا صحّت حمل و صحّت سلب باعتبار معنائى است كه اجمالا در ذهن مرتكز مىباشند بنابراين علامت مذكور در اينجا صرفا بر علم اجمالى ارتكازى موقوف بوده و آنچه بر اينعلامت توقّف دارد علم تفصيلى مىباشد نه علم اجمالى مذكور تا دور پيش بيايد.
البتّه جوابى كه ذكر گرديد نسبت بكسى است كه عارف به لغت باشد، امّا شخصى كه جاهل بآن است پس در صحّت حمل و سلب و عدم ايندو به اهل لغت مراجعه مىنمايد همانطوريكه در تبادر بيان كرديم.
بيان مراد
مرحوم مصنّف در تنبيه مذكور مىفرمايند: