بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٣٩ - حقيقى بودن استعمال مشتق بلحاظ حال تلبس
توضيح
اطلاق مشتقّ بر ذات و حملش بر آن گاهى بملاحظه حال تلبّس بوده و زمانى بلحاظ حال تكلّم و اسناد مىباشد مقصود از حال تلبّس همان زمانى است كه ذات واقعا و حقيقتا متّصف به وصف مىباشد چه زمان ماضى بوده و چه حال و چه استقبال باشد.
و مراد از حال تكلّم اينستكه بخواهيم بگوئيم ذات فعلا موصوف بوصف كذائى است.
با توجّه باين نكته مىگوئيم:
اگر حمل مشتقّ بر ذات و اطلاقش بر آن بملاحظه حال تلبّس باشد بدون ترديد اطلاق حقيقى است يعنى چه زيد در گذشته ضارب بوده و چه در آينده ضارب مىشود و چه در حال ضارب باشد اگر ما بگوئيم:
زيد ضارب و مقصودمان حمل ضارب بر زيد بملاحظه حال تلبّس باشد جاى شبهه نيست كه اين اطلاق حقيقى مىباشد چون اگر در گذشته ضارب بوده معناى « زيد ضارب» اين است كه زيد ضارب امس و اگر در آينده ضارب مىگردد معناى آن اينستكه زيد ضارب غدا و اگر در زمان حال ضارب مىباشد معنايش اينستكه زيد ضارب الآن و پرواضح است كه در هيچيك از اين سه مرتكب مجاز و خلاف واقع نشده بلكه عين واقع را خبر دادهايم و مورد اجماع چنين اطلاقى است يعنى حضرات بالاتّفاق فرمودهاند اگر اطلاق بملاحظه حال تلبّس باشد اطلاق و استعمال حقيقى است چنانچه يك مورد ديگر از موارد استعمال مشتقّ نيز اتّفاقى است كه حمل مشتقّ بر ذات بنحو مجازى مىباشد و آن موردى است كه ذات بالفعل متّصف بوصف نبوده و در زمان گذشته نيز بآن تلبّس نداشته منتهى در آينده وصف در او پيدا مىشود و همين اتّصاف بوصف در آينده مجوّز آن قرار داده شده كه بالفعل و در زمان حال نيز مشتقّ را بر ذات حمل نمايند مثل اينكه چون ولد عالم در آينده عالم و مجتهد مىشود فعلا نيز كه طفل صغير و فاقد علم و اجتهاد است صفت « عالم » يا « مجتهد » را بعلاقه اول يا مشارفت بر آن حمل كرده و مىگويند: