بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٠ - اظهار نظر مرحوم مصنف در استعمال تثنيه و جمع نسبت به بيش از يك معنى
بجوازش قائل باشد.
بلى اگر مفرد را تأويل برده و آنرا از مشترك لفظى به مشترك معنوى مبدّل كنيم و بدينوسيله استعمال مزبور را ممكن قرار دهيم در تثنيه و جمعش نيز مىتوان بجواز قائل شد.
مثلا در مثال « عين » بگوئيم معناى اينكلمه « المسمّى بلفظ عين» است و اينمعنا مفهوم كلّى است كه داراى مصاديق و افرادى است همچون: طلا، نقره، چشم، چشمه، كفّه ترازو، جاسوس و ديگر معانى اين لفظ و بعبارت ديگر:
اگر در لفظ عين تأويل قائل شده و بگوئيم معنايش « المسمّى بلفظ عين» است از مشترك لفظى خارج گرديده و مشترك معنوى مىشود و لو اين امر موجب ارتكاب مجاز بوده و معناى مزبور از معانى مجازيّه عين مىباشد ولى در عين حال بملاحظه اينكه ارتكاب مجاز امر جايزى است لاجرم مىتوان عين را بمعناى مزبور تأويل برد و پس از اين تأويل البتّه استعمال عين در اكثر از يك معنا بدين ترتيب جايز مىشود چه آنكه « مسمّى به عين» داراى افراد و مصاديق متعدّد است چنانچه ذكر شد و وقتى در مفرد اين امر تصحيح گرديد در تثنيه و جمع نيز قابل پذيرفتن است.
ولى همانطوريكه مرحوم مصنّف اشارة فرموده باز اين تأويل مصحّح استعمال لفظ در اكثر از يك معنا نمىباشد زيرا معناى « المسمّى بلفظ العين» يك معنا بيشتر نبوده منتهى مصاديقش متعدّد و متكثّر است و تعدّد مصاديق غير از تعدّد معانى و طبايع مىباشد همانطوريكه عين بمعناى نقره مثلا لفظى است كه از آن يك معنا اراده شده و در عين حال معناى واحد مذكور مصاديق و افراد بسيار زيادى دارد و كثرت مصاديق باعث آن نيست كه بگوئيم اطلاق لفظ عين و اراده نقره كه قابل انطباق بر افراد بسيارى مىباشد استعمال لفظ در اكثر از يك معنا است.
بنابراين اگر از لفظ « عين » معناى « المسمّى بلفظ عين» اراده شده باشد و با لحاظ اين معنا آنرا تثنيه ببنديم معنايش دو فرد از « المسمّى به عين» مىشود نه دو طبيعت و دو معنا تا بدينوسيله شاهد بر گفته مستدلّ گردد.
قوله: فمعناه انّها تدلّ الخ: عبارت صحيح آنستكه گفته شود: فمعناه انّهما تدلّان