بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٩ - اظهار نظر مرحوم مصنف در استعمال تثنيه و جمع نسبت به بيش از يك معنى
تكرار افراد معنائى كه از مادّه يعنى مفرد اراده شده دلالت دارند نه آنكه منظور اين باشد كه ايندو بر تكرار و تعدّد نفس معنا دلالت مىكنند لذا اگر از استعمال تثنيه و جمع دو فرد يا يك فرد از دو طبيعت يا طبايع متعدّد اراده شده ابدا اين امر ممكن نيست مگر آنكه از مادّه ايندو صيغه « المسمّى بهذا اللّفظ» كه مفهوم كلّى دارد بنحو مجاز اراده گردد كه در اينفرض البتّه مادّه در يك معنا يعنى « المسمّى بهذا اللّفظ» استعمال شده اگرچه استعمال مزبور مجازى است نظير اعلام شخصيّهاى كه قابليّت براى تعدّد نداشته و مفاهيم آنها بلحاظ جزئى حقيقى كه هستند معروض تعدّد قرار نگرفته مگر آنكه آنها را به « المسمّى بكذا» تأويل ببريم.
بنابراين وقتى مىگويند: محمّدان معنايش دو فرد از « المسمّى بلفظ محمّد» است نتيجتا مادّه يعنى لفظ « محمّد » در مفهوم « المسمّى » بطور مجازى استعمال گرديده است.
بيان مراد
حاصل مراد مرحوم مصنّف در عباراتى كه ذكر شد اينست كه:
منشاء باشتباه افتادن مستدلّ و مفصّل كه استعمال لفظ در اكثر از معنا را در تثنيه و جمع تجويز كرده و در مفرد ممنوع دانسته است عبارتى بوده كه در كلام مشهور آمده و آن اينستكه حضرات فرمودهاند:
انّ التّثنية و الجمع فى قوّة تكرار المفرد.
ولى معناى اين عبارت آن نيست كه تثنيه و جمع بر معانى متعدّد دلالت دارند تا بر مطلوب مفصّل شاهد باشد بلكه منظور از آن اينستكه مادّه تثنيه و جمع يعنى صيغه مفرد بر هرمعنائى كه دلالت كند تثنيه و جمع بر متعدّد از آن دلالت دارند نه بر افراد متعدّد از دو معنا يا بيشتر از آن.
بنابراين اگر بتوان مفرد را در بيشتر از يك معنا استعمال نمود اين امر در تثنيه و جمع نيز جايز است و اگر پذيرفتيم كه در مفرد مستحيل و غير ممكن است در تثنيه و جمع نيز بايد بآن اعتراف و اذعان نمود چنانچه بحسب فرض مستدلّ خود قبول دارد كه استعمال مزبور در مفرد غير ممكن است لاجرم نبايد در تثنيه و جمع