بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٦ - سر اعتبار قصد و اراده در دلالت تصديقيه
العصر للدّلالة على انّ الطّريق مغلوق مثلا او انّ الاتّجاه فى الطّريق الى اليمين او اليسار و نحو ذلك.
فانّ اللّافتة اذا كانت موضوعة فى موضعها اللّائق على وجه منظّم بنحو يظهر منه انّ وضعها لهداية المستطرقين كان مقصودا لواضعها، فانّ وجودها هكذا يدلّ حينئذ على ما يقصد منها من غلق الطّريق او الاتّجاه.
امّا لو شاهدتها مطروحة فى الطّريق مهملة او عند الكاتب يرسمها، فانّ المعنى المكتوب يخطر فى ذهن القارئ و لكن لا تكون دالّة عنده على انّ الطّريق مغلوقة او انّ الاتّجاه كذا، بل اكثر ما يفهم من ذلك انّها ستوضع لتدلّ على هذا بعد ذلك لا انّ لها الدّلالة فعلا.
ترجمه:
توضيح كلام بواسطه مثال
و براى اينكه امر مذكور بنحو كامل واضح و روشن گردد مىتوانى مسئله مورد بحث را با در نظر گرفتن علائم راهنمائى كه در اين زمان در كنار جادّهها نصب كرده تا دلالت بر مسدود يا باز بودن جانب راست و يا چپ جادّه بنمايد تطبيق كنى چه آنكه علامت مزبور وقتى در جاى مناسب با آن و با نظم خاصّ در جاى خودش نصب شده باشد بطورى كه از ظاهرش بتوان پى برد باينكه آنرا براى راهنمائى عابرين گذارده و قصد واضع هدايت رهگذران مىباشد وجود چنين علامتى با اين وضع دلالت بر معناى مقصود از آنكه بسته يا باز بودن جادّه باشد مىكند.
ولى اگر بطور سرنگون و واژگون در جادّه ديده شود يا بهبينيم كه نقّاش و يا كاتب مشغول ترسيم و ترقيم آن است معناى منقوش و مكتوب اگرچه در ذهن قارى نقش مىبندد ولى دلالت بر بسته يا باز بودن جادّه ندارد بلكه نهايت معنائى كه از آن فهميده مىشود اينستكه بزودى آنرا در كنار جاده گذارده تا آنوقت بر معناى مقصود از آن دلالت نمايد نه آنكه فعلا چنين دلالتى داشته باشد.