بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٧ - مقدمه سوم در بيان ثمره و نتيجه نزاع
اگر قائل شديم كه « صلوة » اسم است براى اعمّ از صحيح و فاسد مسئله از باب صورت اوّل شده و بدين ترتيب مىتوانيم براى نفى اعتبار جزئيّت سوره به اصالة الاطلاق تمسّك نمائيم و نماز را بدون سوره اتيان كنيم زيرا طبق اينقول به صدق عنوان « الصّلوة » بر مصداق فاقد السّوره علم و قطع داشته و تنها شكّ و ترديدمان در اعتبار قيد زائد بر مسمّاى « الصّلوة » است.
و بعبارت ديگر:
نماز بدون سوره قطعا نماز مىباشد منتهى شكّ داريم كه علاوه بر تحقّق و صدق صلوة بر آن سوره نيز در آن معتبر است يا اعتبارى ندارد و چنانچه اشاره شد مىگوئيم:
كلام مولى كه ما را امر به « صلوة » كرده مطلق بوده و در آن هيچ لفظى كه دلالت بر وجوب سوره بكند وجود ندارد لاجرم به اصالة اطلاق كلام المولى اعتبار سوره را در نماز مىتوان نفى نمود و در نتيجه ثابت مىكنيم كه سوره جزء نيست و مىتوان در مقام امتثال امر مولى به نماز بدون سوره اكتفاء كرد.
ولى اگر قائل شديم كه « صلوة » اسم است براى خصوص نماز صحيح مسئله از باب صورت دوّم شده و در نتيجه باصل مزبور نمىتوان متمسّك شد زيرا با شكّ در اعتبار سوره صدق عنوان مأموربه يعنى « صلوة » بر مصداق مورد شكّ مشكوك مىباشد و پرواضح است در مقام امتثال به چنين اتيانى نمىتوان اكتفاء كرد زيرا آنچه مورد امر مولى است و بواسطه امر اعلام مطلوبيّت خود را كرده نماز صحيح است پس اتيان بفردى كه اين عنوان يعنى « صلوة صحيح» در آن محرز نيست در حقيقت مأموربه نمىباشد و بعبارت ديگر:
نمازى كه فاقد سوره است همانطوريكه صحّتش مشكوك بوده اصل صدق عنوان مأموربه بر آن نيز مورد شكّ مىباشد لاجرم در اينفرض رجوع به اصالة الاطلاق جهت نفى اعتبار جزئيّت سوره صحيح نبوده و بواسطه آن نمىتوان بفاقد السّورة در مقام امتثال قناعت نمود بلكه مورد از موارد اجراء اصالة الاحتياط است چنانچه برخى بآن قائل بوده يا طبق رأى بعضى ديگر مىبايد به اصالة البراءة تمسّك جست.