بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٨ - الوضع فى الحروف عام و الموضوع له خاص
پس همانطوريكه اشاره شد وضع در تمام اينها عامّ و موضوعله آنها خاصّ مىباشد.
بيان مراد
سپس مرحوم مصنّف در تقريب اينكه وضع در حروف عام و موضوعله آنها خاصّ است اينطور مىفرمايد:
نسب و روابط بملاحظه اينكه غير محصور و بسيارند لاجرم در مقام وضع واضع نمىتواند جميع آنها را تصوّر كرده و لفظ مورد نظرش را در قبال آنها قرار دهد از اينرو آنها را دستهبندى كرده و براى هردستهاى عنوانى خاصّ قرار مىدهد بطوريكه بواسطه آن عنوان مصاديق و افراد در ذيل آن حكايت شوند مثلا براى نسب ابتدائيّه عنوان « النّسبة الابتدائيّة» را كه معناى اسمى بوده نه حرفى قرار داده و بوسيله آن تمام مصاديق و افراد نسبت ابتدائيّه را ملاحظه نموده پس در مقام وضع وقتى عنوان مزبور را تصوير نمود وجه مصاديق ملاحظه گرديده و بدينوسيله وضع صورت مىگيرد و طبق اين تقرير وضع بصورت عام مىباشد.
و چون لفظ را براى افراد قرار داده نه عنوان عام لاجرم موضوعله خاصّ مىشود.
ناگفته نماند عنوان « النّسبة الابتدائيّة» خودش نسبت نبوده بلكه طرف نسبت مىباشد و بعبارت ديگر:
نسبت ابتدائيّه بحمل اوّلى در حقيقت نسبت نيست بلكه آنچه اين معنا بحمل شايع بر آن حمل مىگردد نسبت است همانطوريكه وقتى مىگوئيم: ضرب فعل ماض، كلمه « ضرب » در اينمثال كه فعل ماضى بحمل اوّلى بر آن حمل شده در واقع فعل ماضى نيست بلكه عنوان است براى افعال ماضى و آنچه مصداق و فرد فعل ماضى است از قبيل:
ضرب در ضرب زيد و جلس در جلس عمرو و امثال اينها فعل ماضى مىباشد.
و يا وقتى مىگويند: من حرف ابتداء، كلمه « من » در اين عبارت حرف