بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٩٠ - امر سوم اطلاق و تقييد در تقسيمات اولى براى واجب
٤- نمازى كه بطرف قبله خوانده مىشود و نمازى كه داراى اين خصوصيّت نمىباشد.
٥- نمازى كه نمازگزار آنرا با ساتر مىخواند و نمازى كه خواننده آن عارى و برهنه مىباشد.
و بهمين ترتيب ممكنست الى ما شاء اللّه براى آن بملاحظه اجزاء و شروط و نيز لحاظ آنچه در آن اعتبار شده تقسيمات در نظر گرفت.
اينگونه از تقسيمات را اصطلاحا « تقسيمات اوّليّه» مىخوانند زيرا لحوق و عروض آنها بر واجب ذاتا و با قطع نظر از تعلّق امر بواجب مىباشد.
و در مقابل آن تقسيمات ثانويّه است.
و مراد از اين تقسيمات، انواع و انحائى است كه پس از تعلّق امر بواجبات پديد مىآيند و عنقريب ذكر آنها خواهد آمد.
بيان مراد
قوله: انّ كلّ واجب فى نفسه: مقصود از « فى نفسه» آنست كه واجب را با قطع نظر از تعلّق چيزى بآن همچون امر در نظر بگيريم.
قوله: و ملاحظة كلّ ما يمكن فرض اعتباره فيها و عدمه: ضمير در « فيها » به صلوة و در « عدمه » به اعتباره عود مىكند.
قوله: لانّها تقسيمات تلحقها فى ذاتها: ضمير در « لانّها » به تقسيمات راجع بوده و ضمير مفعولى در « تلحقها » و ضمير مجرورى در « ذاتها » به واجبات عود مىكنند.
قوله: و تقابلها: يعنى و در مقابل اين تقسيمات است.
متن: فاذا نظرنا الى هذه التّقسيمات الاوّليّة للواجب فالحكم بالوجوب بالقياس الى كلّ خصوصيّة منها لا يخلو فى الواقع من احد احتمالات ثلاثة:
(١): ان يكون مقيّدا بوجودها و يسمّى ب « شرط شيئ» مثل شرط الطّهارة و السّاتر و الاستقبال و السّورة و الرّكوع و السّجود و غيرها من اجزاء و شرائط بالنّسبة الى الصّلوة.