بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٣٨ - حقيقى بودن استعمال مشتق بلحاظ حال تلبس
٣- اطلاق مشتقّ بر ذات بملاحظه حال نسبت و اسناد صورت گيرد و مصحّح آن اين باشد كه ذات قبلا بآن متّصف بوده اين اطلاق محلّ خلاف است يعنى برخى آنرا حقيقى دانسته و گروهى بمجازى بودنش قائل هستند.
بيان مراد
در سؤال پيش مطرح شد كه اطلاق مشتقّ بر ذات اگر بملاحظه حال تلبّس باشد مطلقا اين اطلاق حقيقى است اعمّ از آنكه تلبّس ذات بمبدء در زمان گذشته بوده يا حال و يا استقبال باشد مثلا اگر زيد در زمان گذشته ضارب بود و اكنون وصف مزبور از وى زائل شده باشد و ما بگوئيم: ضارب گذشته آمد يعنى ذاتى كه در زمان گذشته ضارب بود آمد قطعا اين اطلاق حقيقى است چنانچه اگر در آينده بآن بخواهد متّصف گردد بگوئيم ضارب آينده آمد يعنى ذاتى كه در زمان مستقبل ضارب خواهد بود آمد اين استعمال نيز حقيقى مىباشد همانطوريكه اگر بالفعل و در زمان تكلّم ضارب باشد و بگوئيم ضارب بالفعل آمد حمل ضارب بر زيد حقيقى و استعمالش بنحو حقيقت است نه مجاز و احدى از ارباب فنّ هيچيك از اين سه استعمال را مجاز ندانسته و مسئله از نظر ايشان اتّفاقى و اجماعى است حال با توجّه باين نكته همانطوريكه گفتيم اين سؤال پيش مىآيد كه پس چرا اگر ذاتى در گذشته بوصفى متلبّس بود و سپس تلبّسش زائل شد و اكنون همان وصف را بر وى اطلاق نموديم دستهاى اين اطلاق را مجازى و جماعتى حمل بر حقيقت مىكنند در حاليكه طبق تقرير فوق بايد بالاتّفاق حقيقت باشد و احدى آنرا حمل بر مجاز ننمايد پس گويا بين اتّفاقى كه ادّعاء شده و اختلاف عملى كه واقع گرديده تهافت و تنافى مىباشد.
مرحوم مصنّف براى دفع تهافت و تنافى مىفرمايد:
بين اجماع ادّعاء شده و اختلاف واقع بين حضرات هيچ تنافى و تهافتى وجود ندارد زيرا مورد اجماع با محلّ اختلاف متفاوت مىباشد.