بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٢ - سر اعتبار قصد و اراده در دلالت تصديقيه
قصد او را دلالت نخوانند.
فلذا اگر بواسطه وزش باد و جريان هوا دربكوب درب حركتى كرده و صداى مخصوصى از آن حاصل گشته كه بر غرض مطلوب از وضع آن دلالت ننمايد آنرا دلالت نمىگويند و لو سامع صداى مزبور به ذهنش تصوّر كوبنده خطور كند.
قوله: و السّرّ فى ذلك: مشار اليه « ذلك » دلالت نبودن دلالت تصوّرى مىباشد.
قوله: كما فسّرناها فى كتاب المنطق الخ: ضمير منصوبى در « فسّرناها » به دلالت راجع است.
قوله: فيحصل من العلم به العلم بالمدلول: ضمير در « به » به دالّ عود مىكند.
قوله: مثلا انّ طرقة الباب: كلمه « طرقة » بفتح طاء و سكون راء بمعناى كوبيدن درب است.
قوله: يقال انّها دالّة على وجود شخص: ضمير در « انّها » به طرقة راجع است.
قوله: باعتبار انّ المطرقة: كلمه « مطرقه » بكسر ميم و سكون طاء و فتح راء بمعناى دربكوب درب مىباشد.
قوله: لهذه الغاية: مقصود وجود شخص طالب اهل منزل مىباشد.
قوله: العلم بالطّارق: مقصود از « طارق » كوبنده درب مىباشد.
قوله: و قصده: ضمير در « قصده » به طارق عود مىكند.
قوله: و لذلك يتحرّك السّامع الى اجابته: مشار اليه « ذلك » دلالت طرقة بر وجود طارق كه قصدش طلب اهل منزل است بوده و ضمير در « اجابته » به طارق برمىگردد.
قوله: لا انّه ينتقل الخ: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: الى تصوّر شخص ما: يعنى شخصى از اشخاص بدون توجّه و انتقال به قصد او.
قوله: و لا يسمّى ذلك دلالة: مشار اليه « ذلك » انتقال به تصوّر شخص ما مىباشد.
قوله: يحصل من حركة الهواء: ضمير در « يحصل » به نحو مخصوص راجع