بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٣ - مبحث ششم وقوع وضع عام و موضوعله خاص و تحقيق در پيرامون معناى حرفى
ولى اسم وضع شده تا در معناى مستقلّى كه براى آنها ملاحظه شده است استعمال شوند.
مثلا مفهوم (ابتداء) معناى واحدى است كه براى آن دو لفظ وضع شده:
١- لفظ « الابتداء » .
٢- كلمه « من » .
لفظ اوّل يعنى « الابتداء » براى معناى مزبور جعل شده تا وقتى كه اينمعنا را مستقلّ در نظر مىگيرند لفظ مذكور را در آن بكار ببرند مثل اينكه گفته مىشود:
ابتداء السّير كان سريعا. (آغاز سير بسرعت و با عجله بود).
ولى لفظ دوّم يعنى « من » را در قبال معناى ياد شده قرار دادهاند تا در هنگامى كه آنرا غير مستقل ملاحظه مىنمايند اين لفظ را در آن بكار ببرند مثل اينكه گفته مىشود:
سرت من النّجف (گرديدم و سير نمودم از ابتداء نجف اشرف).
پس حاصل فرق بين معانى اسمى و حرفى اينستكه:
مستعمل در وقت استعمال حرف را آلت براى غير در نظر گرفته و بدين ترتيب آن را بطور غير مستقلّ بكار مىبرد ولى اسم را مستقلّ و فى نفسه در نظر مىگيرد.
پس معنا در هردو متّحد بوده و فرقشان در وضع تنها از نظر غايت استعمال مىباشد.
مصنّف (ره) مىفرمايد:
و لازمه اينقول آنستكه وضع و موضوعله در حروف هردو عام باشد.
اينقول منسوب است به مرحوم شيخ الرّضى معروف به نجم الائمّه و صاحب كفايه قدّس سرّه نيز آن را اختيار فرموده است.
بيان مراد
مرحوم مصنّف در اينمقام بصدد ذكر مثال براى قسم سوّم از وضع بوده و براى آن حروف و ملحقات بآن يعنى مبهمات همچون اسماء اشاره، موصولات،