بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٠ - استعمال لفظ مشترك در بيش از يك معنا
و مستحيل مىباشد زيرا شيئ واحد يك وجود بيشتر نداشته و چگونه مىتوان آنرا دو بار فانى و معدوم در غير قرار داد على الخصوص كه فناء و اعدام دوباره در آن واحد صورت بگيرد.
آيا نمىبينى كه در آئينهاى كه گنجايش يك صورت را بيشتر ندارد امكان ندارد در وقت انتقاش و انعكاس صورت و اشغال آن در همان وقت ممكن نيست صورت ديگرى كه تمام سطح آئينه را فرامىگيرد در آن متنقش گردد و اين امر محال و نشدنى است.
و همچنين است امر لفظ نسبت به دو معنا كه بخواهيم آنرا بطور عليحدّه و مستقلّ در هردو استعمال كرده و بواسطهاش از معنا حكايت نمائيم.
استدراك
بلى مىتوان گفت لفظ را ممكن است ابتداء بواسطه استعمال در معنائى فانى كرده و سپس در استعمال ديگر كه وجود لفظ تغيير كرده و غير از آنچه فانى شده مىباشد در معناى ديگرى فانى نمائيم همانطورى كه ممكن است در آئينهاى به صورتى كه سطح آنرا فرامىگيرد ابتداء نگاه نمود و پس از انقضاء اين زمان و در وقت ديگر بصورت ديگرى در آن نگريست:
چنانچه مىتوان مجموع دو معنا را بمنزله معناى واحد فرض كرده و در استعمال واحد لفظ را در هردو بكار برد و لو بنحو مجاز باشد همانطورى كه دو صورت را بنحو اجتماع مىتوان در آن واحد در يك آئينه نگريست و همانطورى كه اشاره شد در واقع و حقيقت لفظ در اينفرض در يك معنا بيشتر استعمال نشده و آن عبارتست از مجموع دو معنا يا در آئينه به يك صورت كه مجتمع از دو صورت است نگريستهايم.
بيان مراد
قوله: و على هذا: يعنى بنابر تقريرى كه در استعمال لفظ در معنا گفته و آنرا از باب فناء در معنا دانستيم.