كسر أصنام الجاهلية - الملا صدرا - الصفحة ٦٩
انجام اعمال و عبادات و اجراى حدود و اصلاح و ارشاد تبهكاران و ستمكاران و بالاخره اجراى سياسات و حفظ نظام اجتماعات است. مقصود از شريعت باطنى عملى، تهذيب باطن است از زشتيها و تاريكيهاى باطنى و تصفيه آن از صفات حيوانى شهوى و غضبى. و مقصود از شريعت باطنى علمى، تهذيب جنبه عالى نفس و قوّه عقلى از اعتقادات فاسد است، كه نشأت يافته از جهل و نادانى است.
و بالاخره، غايت قصواى همه سياقت و هدايت خلق به جوار خداى متعال است.
بعنوان «تتميم» خاطرنشان مىسازد كه چون غرض اصلى از وضع نواميس و شرايع إلهى هدايت خلق و رساندن آنها به معرفت ذات او و رها ساختن از صفات نكوهيده و ناپسند است، لذا در اصول شرايع حقّه و اديان إلهى نبايد خلافى باشد و به معظم اوامر و نواهى نيز نبايد نسخى عارض گردد. بنابراين، اختلافات واقع ميان متكلّمان و فقيهان در اصول و اركان و كلّيّات احكام- نه در تفريعات و امور جزئى كه امكان تغيّر دارند- از قصور سعى آنها در طلب حقايق و عدم دخولشان در هر بابى از راه و جهت آن است.
زيرا راه تحصيل يقين در كشف حقايق دينى و رموز نبوى، نه از جهت ابحاث كلامى و مجادلات، بلكه از جهت تحصيل علوم باطنى كشفى و ترك مأنوسات طبيعى و رفض ملايمات دنياوى است.
در پايان با عنوان «زيادت إيضاح» در اين مقام توضيح بيشترى مىدهد كه راه.
اكثر اهل كلام كه مورد پسند و خوشايند توده مردم واقع شده، راه درستى نيست و به غايت اخروى منتهى نمىشود، اگرچه كسى سالها و قرنها خود را سرگرم آن نمايد.
فصل هفتم در بيان غرض از افعال و اعمال انسانى و غايت عبادات و طاعات شرعى و تسجيل و تأييد اين نكته است كه علمى كه سبب حصول حقيقت كمال براى انسان است و انسان بدان وسيله بر اقران و امثال تفوّق مىيابد و فضائل نفسانيش به حدّ كمال مىرسد و به غايت مقامات عقلى نائل مىگردد، علم به امور إلهى و معارف