كسر أصنام الجاهلية - الملا صدرا - الصفحة ٦٨
ورزد، نه نظر به خود آن چيز است، بلكه از اين حيث است كه ارتباط و انتساب به خدا دارد و او را به حق متعال نزديك مىسازد. و خلاصه، محبّت خالص خداوند جز براى عارف باللّه متصوّر نيست.
فصل پنجم به اين نكته مىپردازد كه عبادات در جلب منافع روحانى و اصلاح امراض نفسانى سودمند است. در مقام توضيح مىنويسد: صانع دانا و توانا انسان را از جسم و روح، ظلمت و ضياء، كدورت و صفا، ظاهر مشهود و باطن مستور آفريده است.
همچنان كه بدن انسان را حالتى است مزاجى، كه اگر از حدّ وسط انحراف و اعوجاج نيابد و از حدّ اعتدال بيرون نرود صحّت طبيعى آن بحال خود باقى مىماند، امّا در صورت انحراف و اعوجاج به فساد و تباهى كشيده مىشود و در معرض اسقام و آلام و انتشاى آفتها و محنتها قرار مىگيرد؛ همچنين روح هم اگر از حد وسط و اعتدال خارج شود و در اخلاق و صفات شهوى و غضبى و فكرى به افراط و تفريط گرايد، در معرض امراض باطنى و معاصى واقع مىشود، كه نتيجهاش هلاك اخروى و عذاب سرمدى است. روح انسان را حالتى است اصلى كه در قول صادق و مصدّق رسول خدا آمده است: «كلّ مولود يولد على الفطرة». تا وقتى كه اين لطيفه قدسى بر صفا و حالت اصلى خود باقى است، محلّ انعكاس اشراقات انوار هدايت روحانى و در معرض وزش نسيمهاى سعادات قدسى و بوى خوش عنايات ربّانى است. و همانطور كه غذاها و دواها در ادامه حيات بدنى و ابقاى صحّت و تندرستى و اعتدال مزاجى تأثير دارند، عبادات شرعى و اعمال و افعال انسان هم در صحّت و اعتدال حيات نفسانى و روحانى مؤثّرند.
فصل ششم در تفصيل مطالب مذكور و كشف و بيان وجوه تناسب ميان ظاهر و باطن و انواع تشابه و همانندى ميان غذاهاى جسمانى و روحانى است؛ و اينكه احكام را مصالحى و شرايع را- اعمّ از ظاهرى و باطنى، علمى و عملى- مقاصدى است. مقصود شريعت ظاهرى، تهذيب ظاهر است از پليديها و آلودگيهاى جسمانى و الزام انسان به