كسر أصنام الجاهلية - الملا صدرا - الصفحة ٣٥
مىكند كه: «فهذه جملة من مجامع علامات المحبّين للّه تعالى، نقلتها تلخيصا من كتب العرفاء خصوصا كتاب الإحياء» [١]. و در خاتمه رساله هم مىنويسد كه: «و لخّصناه من بعض كتب العرفاء». [٢]
از آنجا كه نقل تمام عبارات و مقايسه و مقابله آنها و استشهاد به همه شواهد به اطناب مىانجاميد از آن صرف نظر نموده، فقط به ذكر نام منابع بسنده مىكنم. البتّه در عين حال لازم مىبينم كه براى نمونه و داورى خواننده، مواردى را- و لو كوتاه- يادداشت كنم.
پيش از پرداختن به اين كار، نكات ذيل را خاطرنشان مىسازم:
١. برخى از مطالب رساله در ساير نوشتههاى مؤلّف هم آمده است، كه ما در مواردى كه خود مؤلّف از آن نام برده بود، نشانى دقيق آن را در پاورقيها قيد كرديم، امّا در غير اين موارد لازم نديديم؛ زيرا بنظر آنچه ذكرش لازم مىنمايد كتابهايى است كه اسلاف مؤلّف در اين زمينه نوشتهاند و مؤلّف از آنها بهره برده و كسب مطلب كرده است، نه نوشتههاى خود او. همچنين پارهاى از مطالب در نوشتههاى اخلاف و پيروان مؤلّف مخصوصا فيض كاشانى هم تكرار شده است. استاد فقيد مرحوم محمد تقى دانشپژوه، در مقدّمهاى كه به اين رساله نوشته [٣] به برخى از آنها اشاره كرده است؛ ولى من بدليل فوق هرگز آن را لازم نمىبينم. خواننده علاقهمند مىتواند بدانجا مراجعه كند.
٢. در اين رساله در جاهايى كه خود مؤلّف نام كتابى را برده و از آن مطلبى نقل كرده، من در پاورقى نشانى دقيق آن را ثبت كردم. در اينجا از تكرار آن خوددارى
[١] نسخه اصل (دستخط مؤلّف)، ص ٧٩. ظاهرا خود مؤلّف عبارت «خصوصا الإحياء» را خط زده، و ما هم آن را در متن حذف كرديم. (ر. ك: همين رساله، ص ١٢٣.) ولى چنانكه شواهد نشان مىدهد واقعيّت همين است.
[٢] همين رساله، ص ٢٢٨.
[٣] كسر أصنام الجاهليّة، مقدّمه، صص ٢٨- ٣٠.