كسر أصنام الجاهلية - الملا صدرا - الصفحة ١٦
قتل و قطع ايشان واجب شود به منزله ستردن موى» [١].
البتّه در اين كه صدرا شاگرد رسمى ميرفندرسكى باشد اتّفاق نظر نيست.
با اينكه برخى او را شاگرد مير شناختهاند [٢]، اغلب تذكرهنويسان سكوت كردهاند.
از گفتههاى خود صدرا هم دليلى در دست نيست. ولى اگر شاگرد وى هم نبوده و رسما نزد وى تلمّذ نكرده، با توجّه به اينكه اين دو بزرگ در يك زمان و در يك شهر زندگى مىكردهاند، بسيار بعيد بنظر مىآيد، كه صدراى معرفتخواه و عرفان دوست، كه همواره به درك محضر عالمان و عارفان عشق مىورزيده، به محضر اين عالم و عارف بزرگ نشتافته، با وى معاشرت و مصاحبت نكرده و از افادات و افاضاتش بهره نبرده باشد.
مطالعه نوشتههاى صوفيان و آثار عرفانى
صدرا به دو زبان تازى و پارسى، كه زبان علم و عرفان عصرش بود احاطه كامل داشت و به صوفيان و عارفان بزرگ اسلام با نظرى موافق و مساعد مىنگريست و در عين حال، چنانكه اشاره شد، از وقتى و خاطرى آسوده برخوردار بود. او در اثناى مطالعه كتابهاى دينى و فلسفى به خواندن نوشتههاى صوفيان و عارفان همّت گماشت و چنانكه از آثارش پيداست به مطالعه اغلب كتابهاى عرفان و تصوّف توفيق يافت؛ و از آراء و افكار صوفيان و عارفان پيشين از جمله جنيد بغدادى [٣]، حسين بن منصور
[١] ميرفندرسكى، رساله صناعيّه، فصلى در حثّ بر تحصيل صنايع و ذمّ اهل بطالت، صص ٤، ٥.
[٢] ر. ك: ريحانة الأدب، ج ٣، ص ٤١٧؛ تذكره رياض العارفين، ص ٢١٦.
[٣] ر. ك: إيقاظ النّائمين، ص ٣٠؛ الأسفار الأربعة، ج ٢، ص ٣٥٠؛ مفاتيح الغيب، صص ٤٥، ٤٦، ٥٢٩.