كسر أصنام الجاهلية - الملا صدرا - الصفحة ٦٦
مقاله سوم
اين مقاله در ذكر صفات ابرار و نيكان و عاملان است، كه درجاتشان پايين و دون درجات نزديكان و مقرّبان است. و در نه فصل تنظيم يافته است.
فصل أوّل: در اينست كه چگونه مىتوان به منازل آنها رسيد. او توضيح مىدهد كه انواع و اقسام طريق تصفيه عبارت است از: اقامه وظائف عبادت، ادامه مراسم عدالت و ازاله وساوس عادت. بناى أوّل بر تهذيب اخلاق و تقويم ملكات است؛ بناى دوم بر اقامه مراسم عبوديّت و بندگى و اداى شكر بر نعمتهاى ربوبى و عطاياى إلهى است؛ و بناى سوم بر ترك چيزهايى است كه با آنها الفت و خو گرفتهايم و نيز دورافكندن چيزهايى است كه از آنها لذّت مىجوئيم. سلوك هيچ يك از اين طرق به پايان نمىرسد و كمال نمىيابد، مگر با سلوك دو طريق ديگر، همچنان كه همه آنها جز با شوق به معبود حقيقى و خير محض استقامت نمىپذيرد؛ و شوق به او هم امكان نمىيابد، مگر بعد از شناخت و معرفت او. بعلاوه غايت سلوك و حركت نيز چيزى جز معرفت نيست؛ يعنى معرفت هم مبدأ است و هم نهايت، هم فاعل است و هم غايت. از حيث علم و ايمان أوّل است و از حيث شهود و عيان آخر. اينجاست كه أوّل دايره به آخرش مىپيوندد، و جز معروف و معشوق، و مشتاق إليه و مسلوك إليه چيزى نمىماند. مقصود اينكه ديگر نه غايتى مىماند و نه معرفتى، نه مشتاقى و نه شوقى، نه سالكى و نه مسلوكى؛ أوّل عين آخر مىگردد، باطن عين ظاهر و وجود منحصر در موجود معبود. تمام وسوسههاى وهم مضلّ و خيال ضالّ كه موجب توهّم و تخيّل و اثبات كثرت و اثنينيّت در واجب متعال است، زوال مىيابد و ناپديد مىشود و وحدت حقيقى ظاهر و آشكار مىگردد.
فصل دوم در اشاره به صفت عشق و شوق است. مىگويد: با اينكه عدّهاى از فرورفتگان در عالم اجسام و چرندگان در چراگاههاى چهار پايان، مانند برخى از منتسبان به علم كلام، صفت جليله عشق و شوق را نسبت به خداى سبحان انكار