كسر أصنام الجاهلية - الملا صدرا - الصفحة ٢٢
مىگفته و مىنوشته است. و به نظر مىآيد كه در مسائل عرفانى بيش از وى غور كرده باشد.
و امّا در مقام مقايسه با ميرفندرسكي، بايد گفت: اين حقيقت مسلّمى است كه اطّلاعات علمى، فلسفى و دينى وى بيشتر از مير بوده، و يا حدّ اقل بيشتر از وى به نگارش و نشر اينگونه معلومات پرداخته است. گذشته از اين، بيشتر از وى پايبند ظاهر شريعت بوده و به احكام دين مبين حرمت مىگذاشته است؛ كه بروايتى جناب مير به بهانه اينكه در مكّه خون جاندارى بايد ريخت از رفتن به حجّ و زيارت خانه خدا خوددارى كرد [١]، ولى چنانكه گذشت صدرا هفت بار با پاى پياده به زيارت خانه خدا و انجام مناسك حج شتافت. و اگر در درستى روايت فوق شك و شبههاى پيش آيد، اين واقعيّت مسلّمى است كه توجّه مير به سرزمين هندوستان بوده و عنايتش به شرح فرهنگ هندوان [٢]، در صورتى كه كعبه مقصود صدرا مكّه مكرّمه بوده و آرمانش تفسير قرآن و نشر معارف مسلمانان.
نظر معاصران و اخلاف صدرا درباره تصوّف و عرفان وى
در حيات صدرا و همچنين پس از مرگش، شاگردان و پيروان وى در خصوص حكمت و عرفان و تقدّس و تألّه استاد و مراد خود سخنها گفته و ستايشها كردهاند، كه ذكر آنها باعث اطناب خواهد بود و لازم هم نيست. آنچه در اين مقام لازم به نظر مىآيد
[١] در دبستان المذاهب آمده است: «مشهور است از ميرزا ابو القاسم پرسيدند كه با استطاعت چرا به حج نمىروى؟
جواب داد: براى آن نمىروم كه آنجا گوسپندى به دست خود بايد كشت». (همان، ج ١، ص ٤٧).
[٢] ر. ك: تذكره رياض العارفين، ص ١٦٦؛ عرفان نامه كيوان قزوينى، صص ٥٤، ٥٥؛ عرفان و ادب در عصر صفوى، بخش دوّم، صص ٧٠٨، ٧١٥، ٧١٩.