كسر أصنام الجاهلية - الملا صدرا - الصفحة ٦٠

است كه داخل بهشت مى‌شود و از لذّات فرج و بطن برخوردار مى‌شود. آنها هرگز با هم برابر نيستند. نظر عارفان به كسانى كه مقيم در حضيض شهواتند، همچون نظر عاقلان به كودكان است كه خود را سرگرم بازيهاى كودكانه مى‌كنند. و از اينجاست كه آنها از اكثر مردم وحشت دارند و عزلت و خلوت مى‌گزينند.

فصل پنجم در تفاضل احوال و برترى آنهاست بر يكديگر. مقصود از احوال، اخلاق نفس و ملكات فاضله آن است، كه در تصفيه روح انسانى كه «قلب حقيقى» ناميده مى‌شود اثر مى‌گذارند و آن را از شوائب دنيا و شواغل خلق پاك مى‌گردانند. و چون قلب پاك مى‌شود و صفا مى‌يابد، حقيقت براى آن آشكار مى‌گردد، كه: «ديو چو بيرون رود فرشته درآيد».

توضيح مى‌دهد كه احوال و ملكات جميله از اعمال حسنه حاصل مى‌شود، همان‌طور كه صفات رديّه و پست از اعمال سيّئه و بد. و فضائل اعمال و برترى آنها بر يكديگر متناسب با تأثير آنهاست در اصلاح نفس و تصفيه و تنوير قلب و آماده‌سازى آن براى افاضه علوم مكاشفه و معارف حقّه؛ و هر حالتى كه نزديك به صفاى قلب و نزديك‌كننده آن به صفا باشد، بسبب نزديكى آن به مقصد اصلى و مطلب حقيقى افضل از مادون خود است.

فصل ششم در تفاضل و برترى اعمال است. ملاك تفاضل در اعمال و افعال بدنى و نفسى، اندازه تأثير آنها در استوار كردن صفات قلب، جلب احوال و اكتساب اخلاق است. هر عملى كه براى قلب حالتى پيش مى‌آورد كه موجب ظلمت آن و مانع مكاشفه مى‌شود و آن را به سوى زر و زيور و نقش و نگارهاى دنيا و شهوات آن مى‌كشاند «گناه» نام مى‌گيرد؛ و امّا اگر باعث صفاى قلب و آمادگى آن براى مكاشفات حقّه شود «طاعت» خوانده مى‌شود. همان‌طور كه تأثير معاصى به حسب كبيره و صغيره بودن، در ظلمت و قساوت قلب متفاوت است، اندازه تأثير طاعات نيز در تنوير و تصفيه‌