كسر أصنام الجاهلية - الملا صدرا - الصفحة ٣٠

پيشرفت دانش و ارغنون نو، با دقّت و مهارت، بتهاى نادانى بشر را، كه به عقيده وى مانع پيشرفت علم و فلسفه هستند، شناساند و با جرأت و صراحت به شكستن آنها پرداخت؛ هشدار داد كه تا اين بتها، يعنى آرا و عقائد نادرست از ذهنها زدوده نشود علم و فلسفه پيشرفتى نخواهد كرد [١].

صدرا هم در اين رساله با دقّت و امانت به شناساندن بتهاى جهل و نادانى زمان و جامعه خود همّت مى‌گمارد و تأكيد مى‌كند، تا اين عقائد خرافى و نادرست، كه نشانه‌هاى جهل و مكر و فريبند شكسته و از دلها سترده نشود، حقيقت دين و عرفان راستين آشكار نمى‌شود.

محتوا: گفتنى است با اينكه نام رساله بديع و نوظهور است، ولى محتوايش كهنه و ديرينه است و در آن سخن تازه و مطلب جديدى كه در آثار اسلاف صدرا نيامده باشد به چشم نمى‌خورد. در آينده، آنجا كه درباره منابع رساله سخن مى‌گوئيم مطلب روشن خواهد شد. پايه و اساس كار صدرا در اين رساله انتقاد از صوفيان دروغين است، كه در تاريخ فرهنگ اسلامى سابقه‌اى ديرينه دارد. ما مى‌دانيم كه نه تنها مخالفان تصوّف، بلكه عارفان و صوفيان بزرگ عالم اسلام و حاميان آنها هم، در هر فرصتى و بهر مناسبتى بدان اهتمام ورزيده‌اند، كه حتى از نقل مجمل گفته‌هاى ايشان رساله‌اى مفصّل پديد خواهد آمد. براى نمونه، ابو القاسم قشيرى (متوفّاى ٤٦٥ ه. ق) در اين مقام با تأسّف مى‌نويسد: «پس بدانيد- رحمكم اللّه- كه خداوندان حقيقت از اين طائفه پيشتر برفتند و اندر زمانه ما از آن طائفه نماند مگر اثر ايشان؛ و اندرين معنى، شاعر مى‌گويد:

أمّا الخيام فإنّها كخيامهم‌

 

و أرى نساء الحيّ غير نسائها