كسر أصنام الجاهلية - الملا صدرا - الصفحة ٥٣

ظلمانى است: نورانى نفس است و ظلمانى جسد. نفس زنده، دانا، فعّال و سبك است؛ و امّا جسد مرده، نادان و سنگين است.

ثانيا بايد بداند كه حصول كمال هر انسانى و فضيلت و مزيّتش بر غير، فقط منوط به علم و عمل به مقتضاى آن است؛ يعنى فضيلت عبارت است از علم و عمل به آن.

ثالثا بايد بداند كه هر علمى وسيله مزيّت و كمال نمى‌شود و انسان را از درجه چهارپايان به درجه فرشتگان مقرّب نمى‌رساند؛ زيرا بسيارى از علوم، كه علما بدان اشتغال مى‌ورزند، از قبيل حرف و صناعات است، كه هرگز وسيله فضيلت و كمال نيستند. بلكه آن علم، معرفت خدا، صفات، افعال او، كتابهاى آسمانى، پيامبران، روز رستاخيز، شناخت نفس و كيفيّت استكمال و ارتفاع آن از درجه حيوانات به معارج ملكوت و روحانيّات است، كه نافع در آخرت است. علماى آخرت بدان اهتمام مى‌ورزند و علماى دنيا از آن روى گردانند.

رابعا بايد بداند كه اين كمال علمى، تنها از طريق رياضات و مجاهدات شرعى و حكمى به دست مى‌آيد، آن‌هم با شرائط مخصوص كه بندرت اتّفاق مى‌افتد.

مؤلّف در اين مقام نفس را به آينه تشبيه مى‌كند و در مقام توضيح مى‌گويد:

نفس انسانى در ادراك صور مطالب حقّه و حقايق اشيا همانند آينه است نسبت به صور معلومات. و همان‌طور كه پنج چيز، يعنى (١) نقصان صورت آينه، (٢) كدورت و زنگار آن، (٣) مقابل نبودن شي‌ء خارجى با آينه مثل اينكه آن شي‌ء در پشت آينه باشد، (٤) وجود مانع ميان آينه و صورت، و بالاخره (٥) جهل به جهتى كه صورت مطلوب در آن است، علّت عدم انكشاف صورت شي‌ء در آينه است؛ همين طور موانع پنجگانه ذيل مانع آن مى‌شوند كه نفس صور مطالب حقّه و حقايق اشياء را دريابد: (١) نقصان ذات نفس، مثل نفس كانايان و كودكان، (٢) كدورت معاصى و خبث و زنگار آنها، كه بر روى‌