كسر أصنام الجاهلية - الملا صدرا - الصفحة ٢٨

عرفان اوست. نقطه ضعفى در وى مشاهده نشد، جز اينكه نسبت به مخالفان عقيدتى و فكريش بسيار سختگير است؛ آنها را هرگز نمى‌بخشد و از بكار بردن عبارات و كلمات بسيار زشت و موهن، همچون كور و كر، نادان و كودن و كانا، احمق و ارذل، گمراه و گمراه‌كننده، همج رعاع، خوك و خر بى‌دم و گوش‌ [١] خوددارى نمى‌كند، البته از شخص معيّنى هم اسم نمى‌برد. گاهى هم در سخنانش نوعى ناهماهنگى و پريشانى و اضطراب ديده مى‌شود. مثلا در موارد متعدّدى از اشاعره به سختى انتقاد مى‌كند و آنها را اهل بدعت و ضلالت و قدوه جهله و اراذل مى‌شناساند و عقايدشان را زشت و قبيح و فاسد و مستنكر مى‌شناسد [٢]؛ در حالى كه از ابو حامد غزّالى، كه از استادان بزرگ اين جماعت و از حاميان و مدافعان همان عقائد و افكار است، به بزرگى، عظمت و فضل‌ [٣] و علم‌ [٤] نام مى‌برد و به تعظيم و تبجيلش مى‌پردازد و احيانا او را از اعاظم اسلام بشمار مى‌آورد و در آثار خود آرا و عقائد وى- البتّه عقايدى كه با مشربش سازگار است- را با تحسين و بصورت قبول وارد مى‌كند [٥].

و در همين رساله (مقاله دوّم، فصل ششم) تحت عنوان «وهم و ازالة» در مسئله قضا و قدر، سؤالى و سائلى فرض مى‌كند، امّا، نه تنها سؤال را پاسخ نمى‌گويد، بلكه سائل را شديدا توبيخ و سرزنش مى‌كند، كه اين‌گونه سؤالها تو را و امثال تو را نرسد، و راسخان در علم نبايد به شما جز اين پاسخ دهند كه خاموش باشيد و دم فرونياوريد. [٦] اهل حكمت مى‌دانند كه اگر چنين عملى از فقيهى يا متكلّمى قابل توجيه باشد، هرگز شايسته حكيمى نيست، آن‌هم حكيم بزرگى همچون صدرا.


[١] براى نمونه، ر. ك: همين رساله، صص ٨، ١٢، ٩٦، ١٥٦، ١٧٦.

[٢] ر. ك: الأسفار الأربعة، ج ١، صص ٣٦٤، ٣٦٣، ج ٦، صص ٣٢١، ٣٦٦؛ ج ٧، صص ٥٧، ٢٩٨.

[٣] ر. ك: همان، ج ٢، ص ٣٢٢.

[٤] ر. ك: إيقاظ النّائمين، ص ١٥.

[٥] همانها و مفاتيح الغيب، ص ٢٤٣.

[٦] صص ٩١، ٩٢.