تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٨ - تفسير باز هم نشانههاى توحيد
و طبقه نفوذ ناپذير، اگر تمام قشر زمين نفوذ پذير بود آبهاى باران فورا در اعماق زمين فرو مىرفتند و بعد از يك باران ممتد و طولانى همه جا خشك مىشد و قطرهاى آب پيدا نبود! و اگر تمام قشر زمينى طبقه نفوذ ناپذير همچون گل رس بود تمام آبهاى باران در سطح زمين مىماندند آلوده و متعفن مىشدند و عرصه زمين را بر انسان تنگ مىكردند، و اين آبى كه مايه حيات است مايه مرگ انسان مىشد.
ولى خداوند بزرگ و منان قشر بالا را نفوذ پذير و قشر زيرين را نفوذ ناپذير قرار داده تا آبها در زمين فرو روند و در منطقه نفوذ ناپذير مهار شوند و ذخيره گردند، و بعدا از طريق چشمهها، چاهها و قناتها مورد استفاده واقع شوند، بى آنكه بگندند و توليد مزاحمت كنند يا آلودگى پيدا كنند [١] اين آب گوارايى را كه ما امروز از چاه عميق بيرون مىكشيم و با نوشيدن آن جان تازه پيدا مىكنيم ممكن است از قطرات بارانى باشد كه هزاران سال قبل از ابرها نازل شده و در اعماق زمين براى امروز ذخيره گشته است، بى آنكه فاسد شود.
به هر حال كسى كه انسان را براى زندگى آفريد و مهمترين مايه حيات او را آب قرار داد منابع بسيار مهمى براى ذخيره اين ماده حياتى قبل از او آفريده و آبها را در آن ذخيره كرده است! البته قسمتى از ذخيرههاى اين ماده حياتى بر فراز كوهها است (به صورت برفها و يخها) كه گاهى همه ساله آب شده جريان مىيابد و گاه صدها و يا هزاران سال بر قله كوهى مىمانند تا روزى كه فرمان نزول به آنها داده شود و بر اثر تغيير حرارت جوى به سوى دشت و هامون سرازير گردد و زمينهاى تشنه را سيراب كند،
[١]- بايد توجه داشت كه عبور آبهاى آلوده از قشر نفوذ پذير زمين غالبا موجب تصفيه آن مىشود!