تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٩ - تفسير نشانههاى خدا در صحنه هستى
و نيز به همين دليل" او تنها غنى و بى نياز در عالم هستى، و شايسته هر گونه حمد و ستايش است" (وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ).
پيوند اين دو صفت (غنى و حميد) با هم يك پيوند بسيار حساب شده است، چرا كه اولا بسيارند كسانى كه غنى هستند اما بخيلند و استثمارگر و انحصار طلب و غرق غفلت و غرور، و به همين دليل عنوان غنى بودن گاهى تداعى اين اوصاف را مىكند، ولى غنى بودن خداوند توأم است با لطف و بخشندگى، جود و سخاى او نسبت به بندگان كه او را شايسته حمد و ستايش مىكند.
ثانيا: اغنياى ديگر غنايشان ظاهرى است و اگر جود و سخايى دارند در واقع از خودشان نيست چرا كه تمام نعمت و امكانات را خدا در اختيار آنها گذارده است، غنى بالذات و شايسته هر گونه ثنا و ستايش تنها ذات پاك او است.
ثالثا: بىنيازان ديگر اگر كارى مىكنند بالآخره سودى از آن عايد خودشان مىشود تنها كسى كه بى حساب مىبخشد و سودى عائد او نمىگردد بلكه مىخواهد تا بر بندگان جودى كند، او است و به همين دليل از همه شايستهتر به حمد و ثنا است.
تا هر گونه بخواهيد از آن بهره بگيريد (أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ).
و همچنين كشتيها را در حالى كه در درياها به فرمان او به حركت در مىآيند و سينه آبها را مىشكافند و به سوى مقصدها پيش مىروند"؟ (وَ الْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ).
از اين گذشته" خداوند آسمان را در جاى خود نگهميدارد تا بر زمين جز به فرمان او فرود نيفتد" (وَ يُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ).