تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١ - تفسير دلائل معاد در عالم جنين و گياهان
همان كسى كه لباس حيات بر تن خاك مىپوشاند، و نطفه بى ارزش را به انسان كاملى مبدل مىسازد، و زمينهاى مرده را جان مىدهد او مردگان را حيات نوين مىبخشد آيا با اين برنامه حيات آفرين مستمر او در اين جهان باز مىتوان در امكان معاد ترديد كرد؟ [١] ٣- هدف ديگر اين است كه بدانيد" خدا بر هر چيز توانا است" و چيزى در برابر قدرت او غير ممكن نيست (وَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ).
آيا كسى كه مىتواند خاك بى جان را تبديل به نطفه كند و نطفه بى ارزش را در مراحل حيات پيش ببرد، و هر روز لباس تازهاى از زندگى بر او بپوشاند، و زمينهاى خشكيده و افسرده بى روح را چنان سر سبز و خرم سازد كه قهقهه حيات از سر تا سر آن برخيزد، آيا چنين كسى قادر نيست كه انسان را بعد از مرگ به زندگى جديد باز گرداند؟
٥- و اينها همه مقدمهاى است براى آخرين نتيجه و آن اينكه" خداوند تمام كسانى را كه در قبرها آرميدهاند زنده مىكند" (وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ).
[١] بعضى از مفسران جمله" أَنَّهُ يُحْيِ الْمَوْتى" را اشاره به حيات انسانها در قيامت دانستهاند هر چند اين معنى در جمله" و أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ" نيز آمده است، ولى با اين تفاوت كه جمله اول اشاره به اصل حيات است و جمله دوم اشاره به چگونگى زنده شدن مردگان.
ولى تفسير ديگرى كه در بالا بيشتر روى آن تكيه كردهايم اين است كه جمله و انه يحيى الموتى اشاره به حيات آفرينى مستمر خداوند در اين دنيا باشد تا دليلى بر امكان آن در رستاخيز گردد.