تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٤ - تفسير اقوام سركش يكى بعد از ديگرى هلاك شدند
چرا كه اين قانون و سنت خداوند بزرگ است كه فيض خود را قطع نمىكند و اگر گروهى مانعى بر سر راه تكامل نوع بشر شدند آنها را كنار زده و اين قافله را در مسيرش هم چنان پيش مىبرد.
بلكه هنگامى كه فرمان قطعى پايان حيات آنها صادر مىشد از ميان مىرفتند، نه يك لحظه زودتر و نه ديرتر.
" اجل" به معنى عمر و مدت چيزى است، و گاه به نقطه پايان و انتها نيز اجل گفته مىشود، مثل اينكه مىگوئيم: اجل فلان بدهى فلان زمان است (يعنى سر رسيد آن).
البته" اجل" همانگونه كه قبلا هم گفتهايم دو گونه است:" حتمى" و" مشروط يا معلق".
اجل حتمى زمان پايان قطعى عمر شخص يا قوم يا چيزى است كه هيچگونه دگرگونى در آن امكان ندارد، ولى اجل مشروط يا معلق زمانى است كه با دگرگون شدن شرائط و موانع ممكن است كم و زياد بشود، قبلا در اين زمينه بقدر كافى صحبت كردهايم [١] به هر حال روشن است كه آيه فوق به" اجل حتمى" اشاره مىكند.
[١] شرح بيشتر در اين زمينه را در جلد پنجم تفسير نمونه صفحه ١٤٨ به بعد (ذيل آيه ٢ سوره انعام) مطالعه فرمائيد.