تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٨ - ٤- جهان برزخ چيست؟
روشن است كه تمام اين تعبيرات را بر مجاز و كنايه نمىتوان حمل كرد، بلكه همه آنها خبر از اين واقعيت مىدهد كه انسان بعد از مرگ داراى يك نوع حيات برزخى است مىفهمد و درك مىكند و اگر اجازه سخن گفتن داشته باشد سخن هم مىگويد.
٢- در حديث ديگرى از اصبغ بن نباته از على ع مىخوانيم كه روزى حضرت از كوفه خارج شد و به نزديك سرزمين" غرى" (نجف) آمد و از آن گذشت اصبغ مىگويد: ما به او رسيديم در حالى كه ديديم روى زمين دراز كشيده است قنبر گفت: اى امير مؤمنان اجازه نمىدهى عبايم را زير پاى شما پهن كنم؟ فرمود:
نه اينجا سرزمينى است كه خاكهاى مؤمنان در آن قرار دارد و يا اين كار تو مزاحمتى براى آنها است.
اصبغ مىگويد: عرض كردم خاك مؤمن را فهميدم چيست؟ اما مزاحمت آنها چه معنى دارد؟
فرمود:
يا بن نباته لو كشف لكم لرايتم ارواح المؤمنين فى هذا الظهر حلقا، يتزاورون و يتحدثون، ان فى هذا الظهر روح كل مؤمن و بوادى برهوت نسمة كل كافر:
" اى فرزند نباته اگر پرده از مقابل چشم شما بر داشته شود ارواح مؤمنان را مىبينيد كه در اينجا حلقه حلقه نشستهاند و يكديگر را ملاقات مىكنند و سخن مىگويند اينجا جايگاه مؤمنان است و در وادى برهوت ارواح كافران [١] ٣- در حديث ديگرى از امام على بن الحسين ع مىخوانيم:
ان القبر اما روضة من رياض الجنة، او حفرة من حفر النار!:
" قبر باغى است از باغهاى بهشت يا گودالى از گودالهاى جهنم"! [٢]
[١] بحار الانوار ج ٦ ص ٢٤٣.
[٢] تفسير نور الثقلين جلد ٢ صفحه ٥٥٣.