تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٠ - ١- آن روز كه نسبها از اثر مىافتد
و از آنجا كه شعلههاى آتش، يا نور شديد آفتاب، و باد سموم، همچون شمشير بر صورت انسان نواخته مىشود بطور كنايه در اين معنى بكار ميرود.
" كالح" از ماده كلوح (بر وزن غروب) به معنى عبوس شدن و در هم كشيدن صورت است، و بسيارى از مفسران آن را چنين تفسير كردهاند كه بر اثر شعلههاى آتش پوست صورت آنها در هم كشيده مىشود بطورى كه لبها از هم باز ميماند [١]
نكتهها:
١- آن روز كه نسبها از اثر مىافتد
مفاهيمى كه در اين جهان در محدوده زندگى مادى انسانها حكمفرما است غالبا در جهان ديگر دگرگون مىشود، از جمله مساله ارتباطات قبيلهاى و فاميلى است كه در زندگى اين دنيا غالبا كارگشا است و گاهى خود نظامى را تشكيل مىدهد كه بر ساير نظامات جامعه حاكم مىگردد.
اما با توجه به اينكه ارزشهاى زندگى در جهان ديگر هماهنگ با ايمان و عمل صالح است مساله انتساب به فلان شخص يا طايفه و قبيله جايى نمىتواند داشته باشد در اينجا اعضاى يك خاندان به هم كمك مىكنند و يكديگر را از گرفتاريها نجات مىدهند، ولى در قيامت چنين نيست آنجا نه از اموال سرشار خبرى است، و نه از فرزندان كارى ساخته است يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ:" روزى كه نه مال سودى مىبخشد و نه فرزندان، تنها نجات از آن كسى است كه داراى قلب سليم باشد" [٢]
[١] تفسير قرطبى- تفسير فخر رازى- تفسير مجمع البيان و تفسير الميزان ذيل آيات مورد بحث.
[٢] شعراء- ٨٩.